اندر حکایت آبهای سطحی قشم

یادتان هست شعری از شفیعی کدکنی در کتابهای فارسی داشتیم که میگفت: به کجا چنین شتابان، گون از نسیم پرسید؟؟ حالا این سوال را باید از آبهای روان در کوچه-محله های قشم پرسید. اگر نیم ساعتی را در کوچه های محله های قدیمی شهر قدم بزنی می بینی که چطور آبهای کثیف و آلوده از […]

یادتان هست شعری از شفیعی کدکنی در کتابهای فارسی داشتیم که میگفت: به کجا چنین شتابان، گون از نسیم پرسید؟؟
حالا این سوال را باید از آبهای روان در کوچه-محله های قشم پرسید. اگر نیم ساعتی را در کوچه های محله های قدیمی شهر قدم بزنی می بینی که چطور آبهای کثیف و آلوده از آب روی خانه ها جاری هستند و جالب اینکه یک سرعتی هم دارند که آدم دلش میخواهد بپرسد بکجا چنین شتابان؟ انگار کسی، جایی منتظرشان است و باید زود به آنجا برسند. کمی که همراهی شان کردم دیدم نه، خبری نیست. این جوی های روان در نهایت به یک چاله وسط کوچه ختم میشوند. اگرهم خیلی شانس بیاورند به خیابان می رسند که آنجا هم حتماً گودالی منتظرشان است. بعضاً دیده شده که آب این گودالهای حاشیه خیابان بقدری زیاد بوده که یکی از همشهریان برای جذب توریست ایده جالبی به ذهنش خطور کرده و آنهم ساخت یک پیست قایق سواری است (عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد)، خلاصه این که آبهای سطحی راه به جایی ندارند و اثری جز آلودگی و زشتی در ظاهر محله های قشم، چیز دیگری از خود به جا نمی گذارند.
یادم می آید که یکی از مسئولین ذیربط می گفت: یکی از دلایل این اتفاق، تقسیم خانه های قدیمی به چند قسمت است. خانواده ها، خانه های بزرگ قدیمی خود را به دو یا سه خانه کوچک تقسیم کرده اند تا سرپناهی باشد برای آینده فرزندانشان، اما چیزی که فراموش شده مسأله فاضلاب این خانه هاست. فکرش را بکنید قبلاً یک خانه بوده با یک چاه فاضلاب و حالا ۳ خانه شده با همان یک چاه. خب معلوم است که چاه بیچاره ظرفیت بقیه را ندارد. صاحب خانه هم چاره ای نمی بیند جز اینکه آب حمام و آشپزخانه را به داخل کوچه هدایت کند، نه به چاه مذکور..
اگر هم بخواهد چاه جداگانه ای حفر کند، بازهم امکانپذیر نیست حتی تصورش هم کمی خطرناک است. در واقع این طور می شود که ۳ چاه فاضلاب یک خانه را محاصره کرده اند و به مرور زمان نشست اتفاق می افتد و باقی ماجرا…
با این اوصاف باید راه حل دقیق و حساب شده ای برای آبهای سطحی قشم پیدا کرد. هم شهروندان و هم مسئولین ذیربط باید در کنار هم این مشکل را برطرف کنند. همشریان بخواهند تا مسئولین انجام دهند. شهرداری، مدیریت امور شهری، و یا هر اُرگانی که به نحوی به این مساله مربوط هستند باید فکر اساسی بکنند نه این که مثل خود آبهای رها شده، مساله را رها کنند. کوچه ها و محله های قشم باید زیبا باشند.
و کلام آخر.. مردم قشم (قشموندان) نجیب اند، نباید چوب نجابتشان را بخورند.
مریم خادمی/ روزنامه خبر قشم