امروز

چهارشنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۳:۱۴ بعد از ظهر

آیا توسعه بی رویه آبشیرینکن ها باعث نابودی حیات آبزیان با احداث آبشیرینکن خلیج فارس خواهند شد؟ در این نوشتار پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی طرح ملی احداث آبشیرینکن در ۴۰ کیلومتری غرب بندرعباس در گفتوگو با دو تن از صاحبنظران مسائل محیط زیست بررسی میشود. 

بحرانهای زیستمحیطی در کشور و جهان، اغلب اگرچه ریشه در آب دارند،  سوءمدیریتها در ادوار مختلف را نمیتوان نادیده گرفت. امروز بعد از گذشت سالها از تصمیمات مدیران در ارتباط با بسیاری از طرحهای زیستمحیطی کشور، در مییابیم که بخشی از این تصمیمات اگر نگوییم کاملا غیر عقلانی بوده، دست کم میتوان اذعان کرد که در اجرای بسیاری از این دست پروژهها، مطالعات و ارزیابیهای دقیقی هم صورت نگرفته است. از اینرو است که امروز با دریاچههای خشک، بیابانهای بیآب، ریزگردهایی که هموطنانمان را در خوزستان و بسیاری از شهرهای مناطق جنوبی و شرقی کشور میآزارد و زندگی را بر آنها تنگ کرده، مواجه هستیم.

  قصد پرداختن به چون و چرای بیحاصل آنچه را بر دشتها و بیابانهای ایران گذشت نداریم، وضعیت نفسگیر خوزستانی دیگر را بلکه در هرمزگان شاهد نباشیم! تجربهی تلخ دریاچههای ارومیه، زایندهرود، کرخه و کارون، گاوخونی را در خلیج فارس بلکه شاهد نباشیم! بحرانی که در دشتهای مرکزی ایران به وجود آمد، در این منطقهی جنوبی که شاید نه توان معیشتی و اقتصادی مردمانش اقتصا میکند و نه موقعیت استراتژیکاش، تکرارنکنیم.

دولت با طرح ملی آبشیرینکن خلیج فارس که در ۴۰کیلومتری غرب بندرعباس در محدودهای بین بندرعباس و بندر پهل در حال اجرا است قصد دارد با شیرینسازی آب خلیج فارس و انتقال آن به دشتهای مرکزی کشور، مشکل آب هموطنانمان را در آن بخش که البته با سوءمدیریتهای گذشته، با چالش مواجه شده، بر طرف کند. بدیهی است که نیاز انسانها و به ویژه هموطنانمان به آب به هر شکل ممکن باید برطرف شود و حق طبیعی آنها است که از این موهبتی که در این سوی کشور وجود دارد بهره مند شوند.

تجربهی تلخ پروژههای این چنینی در کشور به ما یادآوری میکند که حداقل پیش از اجرای آن، حداقل آسیبشناسیهایی در این مورد صورت بگیرد. از اینرو، چالشها و فرصتهای این طرح ملی را با دو تن از صاحبنظران مسائل محیط زیست کشور که بر چم و خم این منطقه اشراف کامل دارند، در میان گذاشتیم؛ با این پرسشها که آیا آبشیرینکنی با این ظرفیت چه سوء اثراتی میتواند بر محیط زیست منطقه داشته باشد؟ سرنوشت آبزیان خلیج فارس چه میشود؟ طبیعت خشکی و دریای این منطقه آیا به خوزستانی دیگر، زایندهرود و دریاچه ارومیهای تبدیل نخواهد شد؟ راهکارها چیست، هموطنانمان در دشتهای مرکزی نیاز مبرم به آب دارند، آیا میتوان در قبال این نیاز حیاتی هموطنان بیتفاوت ماند؟ اینها و سوالات دیگر در این مصاحبه مطرح شد، دکتر محمدشریف رنجبر و سیدمحمدهاشم داخته دو تن از صاحبنظران مسائل محیط زیست پرسشهای ما را درارتباط با این نگرانی فراگیر، پاسخ دادند.

بیآبی، سیل و طوفانهای تخریبگر، متاثر از دستکاری بشر در طبیعت

بی آبی تنها مشکل کشور ما نیست، بسیاری از مردم در سراسر جهان با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند. افزایش جمعیت، نیازهای کشاورزی، صنعتی و به تبع آن زندگی شهری، نیاز بشر امروز را به آب، صد چندان کرده است. کمبود بارندگی، تغییرات آب  و هوایی و گرمایش جهانی از سوی دیگر، دست به دست هم داده و بشر امروز را در جستجوی آب، کلافه کرده است.  نقاطی از کشور که مردم در گذشتههای دور، نظم طبیعی زندگی و کشاورزی خود را داشتند ناگهان دچار خشکسالی شده است، دشتهای مرکزی ایران اگرچه در گذشته کمآب بوده، مردم با احداث قناتها، مدیریت آبهای سطحی و کنترل سطح کشاورزی، بحران کمآبی را  مدیریت میکردند، که امروز با خشکی کامل آن دشتها مواجه هستیم.

از سوی دیگر، در نقاطی از جهان، سیل جاری میشود، شهرها و خانهها را تخریب، و مردم را آواره میکند.  این اتفاقات، سونامی و و طوفانهای عجیب و غریبی که هر از گاه در صدر خبرها میآید، همه و همه در پاسخ به دستکاری بشر در طبیعت است، که در این گزارش به آن خواهیم پرداخت. تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی شاید پاسخی قانع کننده برای این پرسشها نباشد؛ ابتدا چون و چرای این بحران جهانی را با دکتر رنجبر در میان گذاشتم و دلیل اصلی پیدایش این تغییرات و گرمایش جهانی را از او جویا شدم؛

جو زمین انباشته از دی اکسید کربن

رنجبر در پاسخ به این سوال گفت:  یکی از علتهای اصلی آن، این است که بشر بیش از ظرفیت تحمل کره زمین، نفت و ذغال سنگ سوزانده است، مصرف بالای سوخت فسیلی توسط انسان، باعث شده کربنی که پیش از آن در زیر زمین محبوس بوده در هوا پخش شود و طبیعت قادر به جذب آن نباشد؛ دی اکسید کربن در جو زمین لایهای ایجاد کرده که گرمای سطح زمین نتوانسته از جو خارج شود.

به قول رنجبر، ازسوی دیگر بر روی زمین سطح مشخصی جنگل وجود داشته و در عین حال دی اکسید کربنی که انسان تولید می کند بیش از ظرفیت و قدرت جذب آنها است، با وجود این، خیلی از نقاط جهان مثل آفریقا، آمریکای جنوبی، شرق آسیا و… به بهانهی کشاورزی، جنگلها را از بین بردهاند.

درنتیجه اثر دی اکسید کربن خیلی بیشتر شده و حالا اتفاقی که افتاده این است که آب نداریم؛ در نقاطی از کره زمین مردم با کمبود آب مواجه هستند، من جمله فلات مرکزی ایران که به شدت از کمبود آب رنج میبرد. در عین حال در نقاط دیگر جهان با بارندگی غیر طبیعی و سیلاب مواجه هستیم که همهی این اتفاقات منبعث از تغییرات اقیمی و گرمایش زمین است.

فروچالهها و نابودی دریاچهها، ثمرهی سدهای غیر اصولی و چاههای عمیق

وی ادامه داد: در ایران برای جبران کمآبی، چاههای عمیق حفر کردند، استفادهی بیش از مصرف حد آبهای زیرزمینی، منجر به فرونشست زمین و ایجاد فروچالهها شد. در مقطعی شروع به سدسازی در آذربایجان، اصفهان و استان فارس کردند که باعث خشک شدن خیلی از دریاچهها و تالابها در این استانها شد.  آبهایی که به صورت طبیعی از کوهها سرازیر میشدند و مردم در آن مسیر مشغول به کشاورزی بودند و آبهای اضافه نیز به دریاچهها و تالابها ریخته میشد، پشت سد نگه داشتند و تمام آب را به سمت دیگری برای استفادهی خاص کشاورزی و صنایع پرمصرف بردند.

سرچشمههای آب بر رودها و دشتهای خوزستان بسته شد/ریزگردها طغیان کردند

این عضو هیئت علمی دانشگاه هرمزگان، در بررسی اتفاقات خوزستان به عنوان یک منطقهی مهم در جنوب کشور گفت: خوزستان به دلیل وجود رودخانه کارون منطقه پر آب ایران محسوب میشد، آب کارون از دشتهای خوزستان رد میشد و در نهایت به اروندرود و خلیج فارس میریخت؛ در منطقه خوزستان دو تالاب مهم  «شادگان و هورالعظیم» وجود دارد؛ آب تالاب شادگان از سرچشمههای کارون و رودخانههای داخلی ایران تامین میشود. بخشی از آب تالاب هورالعظیم از سرچشمه کارون بوده و بخشی نیز از سمت دجله و فرات درعراق، میآید. با سدسازیهایی که بر سرچشمههای آب، از سوی کشورهای ترکیه، عربستان، عراق،و سوریه و… انجام شد، امروز آب به میزان خیلی کم وارد دجله و فرات میشود، در نتیجه سطح آب هورالعظیم بسیار پایین آمده است.

از سوی دیگر  در ایران نیز بر سرچشمههای کرخه و کارون سد بسته شد، و آبی که به دشت خوزستان میرفت محدود شد و سطح آب تالابهای شادگان و هورالعظیم پایین آمد. وقتی سطح آب پایین بیاید، دشتی که قبلا نمناک و مرطوب بوده خشک میشود و در نتیجه ریزگردها پدید میآیند. با این روند، خوزستان که سرزمین نمناک و مرطوبی بوده با سدسازیها در خارج و داخل کشور خشک شد. تا جایی که به خاطر پیدایش ریزگردها ملت نمیتواند نفس بکشد. از دیگر سو با سدسازی، آب خوزستان به یزد، کرمان، اصفهان و کویر، برای صنایع آببر و همچنین کشاورزی در آن مناطق منتقل شد؛ با مجموعهای از این اقدامات و دستکاری در طبیعت، که به قصد آبادسازی مناطق کویری صورت گرفت، یک منطقهی پر آبمرطوب در جنوب کشور خشک شد.

با سدسازی و انتقال آب، دشتهای سرسبز میناب هم خشکید

با وجود این، عملا آب شیرین به میزان خیلی کم وارد تالابها و خلیج فارس میشود. اگرچه عدهای معتقدند آب شیرین نباید وارد دریا شود ولی رنجبر به عنوان یک زیستشناس و اکولوژیست میگوید: آب شیرین به روال طبیعی خود باید به دریا و دریاچهها وارد شود.

به گفتهی رنجبر، در بوشهر و هرمزگان نیز همین سدسازیها اتفاق افتاد؛ برای نمونه با سدسازی در هرمزگان همان اتفاقی که برای خوزستان افتاد در میناب هم تکرار شد. نقل است که میگویند در روزگاری  وقتی در مناطق خاصی از میناب کسی قدم میزد، در گودی که از رد پای افراد ایجاد میشد، آب جمع میشده است.

از یکسو با سدسازی در میناب و انتقال آب به بندرعباس، بندرعباس این شهر که شهر کوچکی بوده به یک شهر چند صدهزار نفری تبدیل شد، از سوی دیگر با انتقال آب این سدسازی و حفر چاههای عمیق، سطح آبهای زیرزمینی میناب به شدت پایین آمد و میناب که روزی دشت سرسبزی بوده، امروز تقریبا در حال خشک شدن است.

رنجبر میگوید: اینها چیزهایی هستند که ما با چشم میبینیم و چیزهای دیگری هستند که ما نمیبینیم، به هر حال اتفاقاتی است که در حوزه محیط زیست رخ میدهد.

 وی تشریح کرد: سابقا آب سد میناب به دشت میناب وارد میشد، دشت را سیراب میکرد و به کشاورزی، مرکبات، انبه و نخلستانها رونق می داد و در نهایت به خلیج فارس میریخت.

 آب شیرین خلیج فارس را شکوفا میکرد

رنجبر گفت: در گذشته آب رودخانههای مختلف استان هرمزگان، بوشهر، خوزستان و حتی رودخانههایی  که از سرچشمههای ترکیه، سوریه و عراق حرکت میکردند که مهمترین آنها دجله و فرات بود، در نهایت به خلیج فارس میریختند. و به این منوال حجم بالایی آب شیرین به خلیج فارس میریخت و این آب شیرین با مواد مغذی که همراه خود داشت باعث شکوفایی خلیج فارس میشد.  وی با تاکید بر اینکه دریا و خشکی از هم مستقل نیستند و بر همدیگر تاثیر میگذارند، گفت: آب شیرین باعث میشود ماهیها تخمریزی کنند و فتوپلانکتونتینها رشد کنند و ماهیها تخمریزی کنند.

وی افزود: در حاشیه خلیج فارس همواره کسانی بودهاند که اگر کشاورز نبودند، صیاد بودند و حیات صیادی آنها وابسته به آب شیرینی بوده که از خشکی به خلیج فارس میآمده است.  رنجبر میگوید: با همه این دستکاریهایی که در طبیعت از سوی ما انسانها در خشکی انجام شد، علیرغم سدسازیها و حفر چاههای عمیق، باز هم با کمبود آب مواجه هستیم! وی معتقد است علت اصلی آن، تغییرات اقلیمی و اب و هوایی جهان است که باعث کمبود بارندگی شده است.

تخریب اکوسیستم خلیج فارس پس از خشک شدن دریاچههای ارومیه و زایندهرود

رنجبر گفت: پس از همهی این اتفاقات، حالا فکر کردهایم و امروز به این نتیجه رسیدهایم که بیاییم آب را از دریای خزر و خلیج فارس به فلات مرکزی ایران ببریم؛ ایدهی اول این است که مردم به آب نیاز دارند و باید آب مردم تامین شود، اگر آب نداشته باشیم ممکن است بحران آب به وجود بیاید و باید این کار را بکنیم. در حالی که روزی که ما سد میبستیم هیچگاه فکر نمیکردیم دریاچهها خشک شوند، خوزستان ریزگرد بیاید که مردم نتوانند نفس بکشند؛ فکر نمیکردیم فروچاله ایجاد شود و مشکلات دیگر… رنجبر تاکید میکند: حداقل امروز کمی بیشتر فکر کنیم، به این فکر کنیم که آیا این آبی که ما شیرین میکنیم و به دشت مرکزی ایران انتقال میدهیم، مشکل جدیدی ایجاد نمیکند؟ شاید با این کار باز هم با مشکلات جدیدی مواجه شویم؛ وی افزود: با سدسازی که اتفاق افتاد، آب شیرین به خلیج فارس نمیآید؛ کارکرد این آبشیرینکن نیز به شکلی است که بخشی از آب را شیرین میکند و بخشی از آب که شورتر شده و به تلخابه معروف است به خلیج فارس بر میگردد.

وی تبیین کرد: خلیج فارس دریایی است که از همه طرف بسته است و فقط از دریای عمانطریق تنگه هرمز به دریای آزاد راه دارد، قبلا آب شیرینی که قبلا وارد خلیج فارس میشده در حالیکه امروز کمامروزه محدودتر شده و تبخیر نیز کماکان اتفاق میافتد و آب دریا همچنان شورتر میشود، با این حال امروز میخواهیم آب شور بیشتری نیز به آن وارد کنیم(تلخابه آب شیرین کن).

وی با طرح این پرسش که آیا این آب شور، اوضاع اکوسیستم خلیج فارس را خرابتر نخواهد کرد؟ گفت: اگر نگرانی این را  داریم که اوضاعمان از این که هست ممکن است خرابتر کند حالا باید چکار کنیم؟ حالا که آن اتفاقات افتاد و دریاچه ارومیه را خشک کردیم، حداقل جنگلهای حرا را در این منطقه خشک نکنیم. نگذاریم علفزارهای زیر آبمان از بین برود؛ ما به همان شکل که برای عشایر در خشکی مرتع داریم، در دریا نیز مرتع داریم که مراتع زیر آب هستند و در آنجا ماهیها میچرند، ما اینها را خشک می کنیم یا باید حفظ کنیم؟! همانطور که در خشکی جنگل داریم در دریا هم جنگلهای حرا داریم، ما در خشکی مناطق حساس و مهم اکولوژیک داریم در دریا هم  مناطق حساس داریم، آیا ما آبسنگهای مرجانیمان را از دست نمی دهیم؟! اگر واقعا این نگرانیها وجود دارد که ممکن است در دریا و خلیج فارس، داشتهها و ذخایرمان را از دست بدهیم، پس کمی بیشتر باید فکر کنیم!

لزوم ارزیابی زیست محیطی/خروجی آب شورتلخابه آب شیرین کن کجاست!

رنجبر با انتقاد به اینکه گزارش ارزیابی و مطالعات این پروژه تاکنون در دسترس مردم و دغدغهمندان محیط زیست قرار نگرفته بر لزوم مطالعه و ارزیابی دقیق پروژه از سوی تیمهای مستقل و قوی تاکید کرد. وی افزود: تیم ارزیابی باید مشخص کند، این آبشیرینکن با چه ظرفیتی، در چه نقطهای، و با چه میزان تولید آب شیرین کار میکند؛ نحوه تخلیه آب شور آن چگونه است، در چه نقاطی و با چه نوع پراکندگی قرار میگیرد. وی تاکید کرد: با ارزیابی، مطالعات، تحقیق و ملاحظات زیستمحیطی این طرح باید به گونهای اجرا شود که کمترین تاثیرات سوء محیط زیستی در دریا داشته باشد.

رنجبر افزود: در عین حال نیازی نیست ما از صفرشروع کنیم، میتوانیم فارغ از مسائل سیاسی و قومیتی، از تجربه، و آزمون و خطاهای کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که زودتر از ما و با استفاده از علم و تجربیات دانشمندان بزرگ جهان این کارها را شروع کردند، استفاده کنیم و معایب و مزایای این کار را پیش از اجرا بررسی کنیم.

وی با بیان اینکه هر دستکاری در محیط زیست، اثرات سویی دارد، تاکید کرد: با این حال نمیتوان گفت با این تغییرات اقلیمی که در جهان اتفاق افتاده، مطلقا از آبشیرینکن استفاده نکنیم، یا مطلقا سدسازی نشود، اما اگر از آبشیرینکن استفاده می کنیم همراه با ملاحظه و مطالعه باشد، و اگر سد میسازیم همراه با تحقیق و ارزیابی باشد.

من نگران این هستم که اکوسیستمهای ارزشمندمان را در دریا از دست بندهیم، با مطالعات دقیق و ارزیابی قوی بایستی در جانمایی آبشیرینکن دقت شود.

اگر تمام این آب از یک نقطه شیرین شود و آب شور آن در یک نقطه خالی شود جای نگرانی جدی وجود دارد.

تاکید من این است که مطالعه شود و اشتباهاتی که در سدسازی شد، تکرار نشود و در این طرح اکوسیستمهای مهم زیر آب در نظر گرفته شوند.

لزوم نهضت جهانی برای عدم مصرف سوختهای فسیلی

رنجبر در پایان سخنانش با ارائه تنها راهکار پیشگیری از گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی آب و هوایی در جهان به لزوم پیدایش نهضتی جهانی برای عدم کاهش استفاده از سوختهای فسیلی از سوی مردم جهان اشاره کرد. وی تبیین کرد: شرکتهای نفتی و دولتهایی هم که درآمدشان متکی به نفت است دوست دارند مردم جهان، نفت بیشتری مصرف کنند. ولی من به عنوان یک عضو کوچک جامعه جهانی میگویم مردم نفت و گاز کمتری مصرف کنید، چون اگر استفاده حداکثری از نفت بیشتری مصرف بکنیمد دود آن به چشم تمام مردم دنیا میرود. رنجبر گفت: برخی از دولتهای ذینفع در جهان نمیخواهند گرمایش جهانی را باور کنند در حالی که در همان کشورها سیل میآید طوفان اتقاق میافتد و خساراتی به مردم آن کشورها تحمیل میشود ولی دولتها منکر گرمایش جهانی میشوند چرا که آن دولتها به لحاظ سیاسی وابسته به شرکت های نفتی هستند.

نابودی حیات آبزیان با احداث آبشیرینکن
خلیج فارس

سیدمحمدهاشم داخته نیز به عنوان یک کارشناس محیط زیست از احداث این پروژه به شدت اظهار نگرانی میکند؛ به گفتهی داخته اآین آب شیرین کن حیات پیرامون منطقه را تهدید میکند.

داخته اظهار کرد: این پروژه معیشت جامعه ساکن جزیره قشم و سواحل غرب تنگه هرمز را متزلزل خواهد کرد. وی معتقد است این پروژه از دو جهت برای دریا و طبیعت نگرانکننده است؛ اول اینکه، گرمتر شدن آب برگشتی به دریا، که حدودا دو تا سه درجه گرمتر از آب دریا است؛ و وقتی این آب مجددا وارد دریا میشود، برای موجودات دریایی شوک گرمایی ایجاد میکند مخصوصا آنهایی که توان شنا و جابهجایی ضعیفتری دارند مثل خرچنگها، صدفها، حلزونها، نرمتنان و بسیاری از موجودات ریز دریایی که تشکیل دهنده بخش اعظم حیات جانوریاند و دوم که مهمتر است، شورتر بودن این آب است. داخته با تاکید بر گرمسیری بودن منطقه به موقعیت جغرافیایی خلیج فارس اشاره کرد و گفت: خلیج فارس بعد از دریای سرخ، دومین دریای شور دنیا است؛ خلیج فارس یک دریای بسته است و عمق آن و میزان آب شیرین حاصل از باران و رودخانههایی که به آن وارد میشوند خیلی کم است و از طرفی چون در منطقه نیمه گرمسیری قرار دارد، میزان تبخیر آب آن بالا است، و این عوامل باعث بالا رفتن شوری آب میشود.

آسیبهای آبشیرینکن خلیج فارس فراتر از ظرفیت تحمل منطقه است

داخته در پاسخ به این پرسش که آیا آبشیرینکنها به طور کلی به دریا و محیط زیست آسیب میرسانند، گفت: بستگی به وسعت و میزان حجم آبشیرینکنها دارد؛ اگر آبشیرینکن در حد آبشیرینکن شهر قشم باشد، نگرانکننده نیست؛ یا اگر آبشیرینکن در حد آبشیرینکن مپنا باشد، با رعایت اصول و ضوابط فنی و محیط زیستی و به حداقل رساندن بار اثرات محیط زیست باز هم قابل کنترل بوده و برای جزیره و جزیرهنشینان مفید است. وی افزود: مهم تناسب حجم بارگزاری یک صنعت با ظرفیت طبیعت محل است. وی در مثالی این موضوع را تبیین کرد: به عنوان نمونه آبشیرینکن شهر قشم که در شرق جزیره احداث شده هدفمند و از روی مطالعه انجام شده، اما حجم تولید همین آبشیرینکن جهت استقرار در سواحل جنگل حرا برای آبزیان جنگل حرا مخرب خواهد بود.

داخته می گوید: ما مخالف تامین آب نیستیم، ولی احداث آبشیرینکنی با این حجم در غرب بندرعباس که در واقع ورودی آب دریا به ذخیرهگاه حرا است منطقی نیست. هنوز که آبشیرینکنی احداث نشده میتوان بهتر و کاملتر مطالعه کرد و جایگزین مناسبتری برای آن پیدا کرد. اگر به سخنان آقای کلانتری رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور در هشتمین اجلاس عمومی شورایعالی استانها که در ساختمان سابق مجلس برگزار شد توجه شود اعتراض ایشان به استقرار بدون مطالعه و ضابطه صنایع آلاینده در عسلویه بود که در نهایت گفتند:» مردم یا باید بمیرند یا بروند و یا صنایع تعطیل شود.» چرا در استقرار صنایع بزرگ مطالعه را کنار گذاشتیهایم! داخته ادامه داد: ایران در نوار نیمهگرمسیری کره زمین قرار دارد و از زمره کشورهای کمآب در دنیا است. وی با طرح این سوال که استقرار صنایع آببر، که مصرف آب بالایی دارند در استانهای کویری به چه معنا است! ادامه داد: مردم اصفهان آب خوردن ندارند اما صنایع آببر در آن استان احداث شده است. پس مطالعه و ارزیابی برای چیست! بودجه مملکت از بین برود، طبیعت و سرزمینمان نابود شود، جمعیت زیادی از مردم دربدر شوند تا پس از یکی دو دهه همان صنعت هم تعطیل شده و اجازه بدهیم همه به ما بخندند!

تغییرات شوری آب برای آبزیان شوکآور است

از او می پرسم احداث این آب شیرین کن چه تبعاتی به دنبال دارد که باید این قدر نگران باشیم؟ داخته استدلال کرد: سیستم تغییرات زیستی بسیاری از آبزیان، بر اثر تغییرات شوری آب اتفاق میافتد؛ برای نمونه خیلی از سختپوستان مثل میگوها و خرچنگها بر اساس تغییر شوری آب عمل میکنند؛ و اکثر آبزیانی که در مصب زندگی میکنند. صیادان محلی در قشم میگویند وقتی باران ببارد ماهی گاریز که از خانواده کفالماهیان است شروع به تخمگذاری میکند؛ چرا، چون گاریز از ماهیهای سطحزی است، در سطح آب میچرخد و تغذیه میکند، وقتی باران ببارد آب شیرین زیادی بر سطح دریا جمع میشود و باعث میشود شوری آب را کمتر کند. ماهیهایی داریم که در دوره اول زندگی جنسیتشان ماده هستند و وقتی بزرگ شدند جنسیت آنها به نر تغییر مییابد؛ تغییرات شوری همیشه می تواند برای آبزیان شوک هکننده استآور باشد و میتواند سیستم حیاتی تمامی این آبزیان را مختل و در نهایت به نابودی بکشاند.

حالا شما در نظر بگیرید در غرب بندر عباس و در مسیر آب ورودی به ذخیرهگاه زیستکره حرا آبشیرینکن خیلی بزرگی احداث شود، در نظر داشته باشید حجم تولید روزانه این آبشیرینکن حدود صدهزار دومیلیون متر مکعب در روز است در حالیکه بزرگترین آبشیرینکن جزیره قشم تنها ۱۸ هزار متر مکعب است. آب شور حاصل از آن که حدود چهار میلیون متر مکعب در روز می باشد در همین منطقه به دریا میریزد، بحث اختلاف دمای آب یک طرف، بحث شوری آب هم از طرف دیگر مطرح است. این آب وارد جنگلهای حرا میشود و حیات آبزیان را نابود میکند. محققین پیشبینی کردهاند این اتفاق به مرور و بین  بازه زمانی ۱۰ تا ۲۰ ساله خواهد افتاد؛ مثالی میزنم، جریان اصلی آب دریا از شمال تنگه هرمز وارد خلیج فارس میشود، ماندگاری آب معمولا از شش ماه تا برخی قسمتها به حدود دو ۵ سال است می رسد و سپس از جنوب خلیج فارس خارج میشود. ولی بعضی جاها ما چندین چرخش و جریان محلی داریم، وقتی این آبشیرینکن بین بندر خمیر و بندرعباس احداث شود اولین جایی که تحت تاثیر قرار میگیرد جنگلهای با ارزش حرا هستند.

با احداث آب شیرین کن زاد و ولد آبزیان حرا متوقف میشود

در تحقیق مشترکی که بین محققین دانشگاه هرمزگان، مدیریت محیط زیست قشم و دانشگاه گرگان صورت گرفت، پیشبینی میشود که ظرف کمتر از ۱۰ سال پس از احداث و فعالیت این آبشیرینکن، زاد و ولد عمده آبزیان جنگلهای حرا متوقف خواهد شد و این اتفاق آغاز نابودی و انقراض آبزیان منطقه خواهد بود. به تبع آن صیادی در روستاهای اطراف جنگل حرا از بین میرود و معیشت مردم دچار مشکل میشود و احتمال می دهند مناطق مرجانی جزایر تنب و جنوب جزیرهی قشم در کمتر از ۲۰سال به طور کامل از بین میروند. ناگفته نماند صیدگاههای باسعیدو، سلخ، رمچاه و مسن به اتفاق بنادر صیادی شهرستان  بندر لنگه از بزرگترین و قویترین بنادر صیادی در کشورمان هستند. در ادامه از راهکارها، پیشنهادات و ضرورت تامین آب، از این کارشناس پرسیدم؛ داخته با تاکید بر مطالعه و ارزیابی زیست محیطی گفت: بهترین راهکار و درستترین مسیر، انجام مطالعه ارزیابی پیامدهای محیط زیستی، اقتصادی- و اجتماعی است.

با انجام مطالعه و ارزیابی، نقاط قوت و نقاط ضعف و همچنین تاثیرات اجتماعی پروژه و راهکارهای مدیریتی کنترل پیامدهای منفی آن بدست میآید. وی معتقد است که هیچگونه مطالعات ارزیابی برای این پروژه انجام نشده، چون این مسئله الفبای ارزیابی است!. به قول داخته استقرار این آبشیرینکن مثل یک هیولا است و بعد از چند سال به حرفهای رییس سازمان محیط زیست کشور میرسیم که یا باید مردم بمیرند، یا بروند و مهاجرت کنند و یا صنایع تعطیل شود؛ و شما مطمئن باشید که صنایع تعطیل نخواهد شد.

ایرج اعتمادی – ندای هرمزگان

لینک خبر : https://hormozonline.ir/?p=28648
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی