امروز

پنجشنبه, ۱۹ تیر , ۱۳۹۹

  ساعت

۰۹:۵۸ قبل از ظهر

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل علی کاوسی نژاد: پس از پیروزی «دونالد ترامپ» در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و با توجه به آینده روابط واشنگتن با هند و پاکستان و از طرفی با مطرح شدن پرونده «اسناد پاناما» در دادگاه عالی پاکستان علیه نخست وزیر این کشور خبرنگار مهر گفتگویی با دکتر «سید راشد عباس نقوی» از کارشناسان و تحلیلگران پاکستانی حوزه شبه قاره انجام داده است که در آن به بررسی موضوعات مذکور، پرداخته می شود.

*با توجه به پیروزی «دونالد ترامپ» در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، آینده روابط هند و پاکستان با دولت واشنگتن را چگونه ارزیابی می کنید؟

در آمریکا دو حزب دموکرات و جمهوری خواه وجود دارند و رئیس جمهور آمریکا با توجه به سیاست های این دو حزب انتخاب می شود. دلیل وجود تنها دو حزب در آمریکا بدین دلیل است که حالت توازنی در سیاست و برنامه ریزی دولت آینده این کشور وجود داشته باشد. سیاستی که جمهوری خواهان در قبال کشورهای آسیایی و هند و پاکستان داشته اند تغییری نخواهد داشت.

دولت واشنگتن از نظر سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی یعنی در تمام ابعاد بر پاکستان مسلط شده بود

پاکستان در چند سال گذشته تحت تاثیر سیاست آمریکا قرار گرفته بود و در هرگونه تصمیم گیری در پاکستان، دولت واشنگتن دخالت مستقیمی داشت. گاهی آمریکا از طریق عربستان سیاست ها و اهداف خود را در پاکستان پیاده سازی می کرد. دولت واشنگتن از نظر سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی یعنی در تمام ابعاد بر پاکستان مسلط شده بود. ولی در یک سال گذشته و از زمانی که دولت واشنگتن تمایل بیشتری بسوی دهلی نو پیدا کرده است و نزدیکی بیشتری در روابط دو کشور دیده می شود سیاست گذاران پاکستانی نیز در مخالفت با سیاست های واشنگتن، هدف دوری جستن از آمریکا را در برنامه های خود دنبال می کنند.

پس از گذشت چند دهه؛ شاهد آن هستیم که نوعی همگرایی در روابط روابط پاکستان و روسیه شکل گرفته است و توافقنامه هایی نیز بین دو کشور به امضا رسیده است و این خود نشان دهنده آن است که پاکستان در صدد است از سلطه آمریکا رهایی یابد. آمریکا از پاکستان استفاده لازم را در منطقه بویژه در مسئله افغانستان برده است. تغییری در سیاست های اسلام آباد شکل گرفته است و فصل جدیدی در روابط اسلام آباد- مسکو باز شده است.  علاوه بر آن پاکستان و چین نیز از گذشته روابط خوبی با هم داشته و با نزدیکی در روابط اسلام آباد-مسکو پاکستان از آمریکا دور شده اما دچار انزوا نخواهد شد.

بر خلاف هیلاری کلینتون که سیاست های وی واضح و مشخص است نمی توان درباره سیاست های دونالد ترامپ اظهار نظری ثابت و واضحی انجام داد. هیلاری یک سیاست مدار شناخته شده و وزیر خارجه سابق آمریکا است، اما ترامپ به عنوان نامزد جمهوری خواهان یک شخصیت ناشناخته است که با گذشت زمان می توان در مورد سیاست های آینده دولت وی اظهار نظری مشخص داشت.

اگر سیاست های گذشته جمهوری خواهان را در نظر بگیریم، آمریکا سیاست سوء استفاده از پاکستان در منطقه را پیش خواهد گرفت تا به اهداف مورد نظر خود دست یابد

با توجه به سخنرانی هایی که دونالد ترامپ در کمپین انتخاباتی خود داشت، می توان گفت که آمریکا از پاکستان دور شده و به هند نزدیکتر خواهد شد. ترامپ در سخنرانی های خود پاکستان را مورد نقد قرار داده و اعلام کرده است که پاکستان از گروه های تروریستی مانند «القاعده»، «شبکه حقانی»، «داعش» و «طالبان» حمایت می کند تا جایی که وی از «اسامه بن لادن» رهبر سابق القاعده که در پاکستان کشته شد، نام برده است. با توجه به اظهارت ترامپ در کمپین انتخاباتی، آمریکا تمایل و گرایشی به سمت پاکستان نخواهد داشت. اما اگر سیاست های گذشته جمهوری خواهان را در نظر بگیریم، آمریکا سیاست سوء استفاده از پاکستان در منطقه را پیش خواهد گرفت تا به اهداف مورد نظر خود دست یابد.

*آینده خط لوله صلح ایران و پاکستان و نیز کریدور اقتصادی چین و پاکستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

در این موضوع شکی نیست که در حال حاضر پاکستان با بحران کمبود انرژی مواجه است. پاکستان به نفت، گاز و برق نیاز فوری دارد و ارزانترین انرژی مورد نظر گاز است. توافقنامه خط لوله صلح بهترین راه برای تامین انرژی مورد نیاز پاکستان بود. کارشناسان پاکستانی نیز توافقنامه خط لوله صلح را خوب ارزیابی کردند و ایران نیز به عنوان یک کشور اسلامی برای تامین انرژی مورد نیاز همسایه مسلمان خود اعلام  کرده بود که آماده هر گونه همکاری با دولت اسلام آباد است.

آمریکا و عربستان دو کشوری هستند که در راه اجرایی شدن خط لوله صلح بین ایران و پاکستان مانع تراشی کرده و می کنند

می توان گفت که به پاکستان اجازه داده نشد که توافقنامه خط لوله صلح را اجرایی کند. آمریکا و عربستان دو کشوری هستند که در راه اجرایی شدن خط لوله صلح بین ایران و پاکستان مانع تراشی کرده و می کنند. اگر توافقنامه خط لوله صلح اجرایی می شد به شکل گیری امنیتی پایدار در منطقه کمک می کرد. اما قدرت هایی وجود دارند که خواستار ناامنی، عدم استحکام سیاسی در منطقه مورد نظر هستند. آمریکا و عربستان با اعمال فشار به پاکستان و با سیاست های منفی گرایانه خود در منطقه پروژه خط لوله صلح را متوقف کرده و موانعی بر سر راه اجرایی شدن آن بوجود آورده اند.

چین سیاست های خود را در جهان بر پایه اقتصاد برنامه ریزی کرده است. پکن در جهان بر اساس اصل قدرت اقتصادی بر جهان پیش می رود

چین سیاست خود را در جهان بر پایه اقتصاد برنامه ریزی کرده است. پکن در جهان بر اساس اصل قدرت اقتصادی بر جهان پیش می رود. کریدور اقتصادی چین و پاکستان نه تنها برای دو کشور سودمند خواهد بود بلکه تاثیر بسزایی بر اقتصاد منطقه خواهد داشت. اجرایی شدن این پروژه نیازمند زیر ساخت هایی است که باید در پاکستان طرح ریزی شود و بندر «گوادر» را در ایالت بلوچستان پاکستان به بندر «کاشغر» در چین وصل کند.

ایران از لحاظ اقتصادی، جهانی و جغرافیایی در موقعیت خوبی قرار دارد و با پیوستن ایران به کریدور اقتصادی چین و پاکستان تحولات اقتصادی خوبی در منطقه شکل خواهد گرفت. اگر آمریکا و عربستان سعودی دست از سیاست های غلط خود در راه در اجرایی شدن پروژه کریدور اقتصادی چین و پاکستان بردارند، ایران و افغانستان می توانند در پروژه مورد نظر با چین و پاکستان همکاری داشته باشند و بر وسعت و رشد این پروژه اقتصادی  بیافزایند.

*با توجه به آنکه دادگاه عالی پاکستان موضوع پرونده «اسناد پاناما» را بررسی می کند، دیدگاه شما در باره وضعیت آینده دولت و کشور پاکستان چیست؟ آیا احتمال کودتای نظامی در پاکستان وجود دارد؟

امروزه در پاکستان فساد و اختلاس مالی به بالاترین میزان خود رسیده است. مردم از این موضوع به تنگ آمده اند و نمی توانند علیه این فساد مالی بوجود آمده در کشور اعتراض کنند. فساد مالی در بین سیاست مداران و همچنین ادارات دولتی وجود دارد و بهانه خوبی بدست «عمران خان» رهبر حزب انصاف پاکستان داده است تا وی «نواز شریف» را هدف اعتراضات خود قرار دهد.

مردم پاکستان آماده انجام اعتراضات گسترده در مخالفت با فساد مالی در کشور هستند و همزمان بدنبال شخصی هستند که رهبری آنها را بدست گیرد. از آن جایی که عمران خان در گذشته قدرت سیاسی را در دست نداشته است، مردم به اشتباه تصور می کنند که وی دور از فساد مالی است.

برخی مخالفین عمران خان وی را متهم به دست داشتن در فساد مالی کرده اند و وی نمی تواند خود را به عنوان سیاست مداری مورد اعتماد به مردم پاکستان معرفی کند

برخی مخالفین عمران خان وی را متهم به دست داشتن در فساد مالی کرده اند و وی نمی تواند خود را به عنوان سیاست مداری مورد اعتماد به مردم پاکستان معرفی کند. در پاکستان اختلاس و فساد مالی موضوعی است که از گذشته وجود داشته و دارد، اما موضوع فساد مالی در رسانه های آزاد پاکستان مطرح شد و آگاهی از این موضوع در بین عامه مورد به وجود آمد.

جنبشی که امروز در پاکستان بر علیه «نواز شریف» نخست وزیر این کشور به وجود آمده است عوامل مختلفی در آن دخیل هستند. اولاً سال ۲۰۱۸ میلادی انتخابات سراسری در پاکستان برگزار می شود. احزاب مخالف نمی خواهند که دولت نواز شریف با موفقیت تمام دوره کاری خود را به پایان برساند و به همین دلیل دولت نواز شریف را با مسایل مختلفی روبرو ساخته اند.

عامل دوم اینکه اختلافاتی بین ارتش و دولت نواز شریف وجود دارد و این موضوعی است که همه مردم از آن اطلاع دارند. ارتش پاکستان اهدافی دارد که می خواهد در دولت فعلی بدان دست یابد و دولت نیز در مقابل استفاده مورد نظر خود را از ارتش این کشور می برد.

سومین عامل اینکه عمران خان در صدد است به هر گونه ای خود را مطرح کند و برای رسیدن به این هدف به عنوان حزب مخالف دولت، در بین جوانان برای خود محبوبیتی بدست آورده است. عمران خان قصد دارد همیشه جوانان و حامیان خود را فعال نگه دارد. وی برای رسیدن به اهداف خود گاهی تجمع اعتراضی برپا می کند و گاهی علیه اختلاس و فساد مالی دولت فعلی به میدان آمده و دست به تظاهرات گسترده ای می زند.

از آنجایی که دادگاه عالی پاکستان نیز برای رسیدگی به پرونده «اسناد پاناما»  پا به میدان گذاشته است، این ترس نیز وجود دارد که دولت با اعمال فشار و یا با قدرت پول بخواهد قانون و عدالت را در دست خود بگیرد. دادگاه عالی پاکستان باید در پرونده اسناد پاناما با بی طرفی کامل مورد را مورد بررسی قرار دهد.

احتمال کودتای نظامی در پاکستان بسیار کم است؛ چون در حال حاضر وضعیت به گونه ای است که این کشور ظرفیت پذیرش یک کودتای نظامی را نخواهد داشتپرونده اسناد پاناما در مرحله اول در پارلمان پاکستان مطرح شد اما راه به جایی نبرد و پس از آن مردم دست به اعتراضات گسترده ای بر علیه دولت نواز شریف به رهبری عمران خان زدند. اما این اعتراضات نیز به جایی نرسید و پس از آن موضوع اسناد پاناما در دادگاه عالی پاکستان مطرح شد. اما اگر پرونده  اسناد پاناما در دادگاه عالی پاکستان نیز راه به جایی نبرد و یا اگر عمران خان در آینده تصمیم دادگاه عالی را قبول نداشته باشد. دولت پاکستان با خطری جدی مواجه می شود و قدرتی بر سر کار خواهد آمد که تمام معادلات کنونی را بر هم خواهد زد.

احتمال کودتای نظامی در پاکستان بسیار کم است؛ چون در حال حاضر وضعیت به گونه ای است که جامعه حاضر پاکستان ظرفیت و توان پذیرش یک کودتای نظامی را ندارد. امکان دیگر این است که دولتی با حمایت ارتش به قدرت برسد اما تمام اختیارات آن در دست ارتش این کشور باشد.

به طور واضح می توان گفت احتمال کودتای نظامی در پاکستان به شکلی که در دوره ژنرال «ضیاء الحق» و ژنرال «پرویز مشرف» انجام شد، وجود ندارد، بلکه شکل و ساختار آن به گونه ای است که در ظاهر دولتی دیپلماتیک بر سر کار خواهد آمد اما قدرت آن در دست ارتش این کشور خواهد بود.

لينک کوتاه خبر :

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی