امروز

چهارشنبه, ۳۰ مهر , ۱۳۹۹

  ساعت

۰۴:۵۰ قبل از ظهر

سیده فریبا سید موسوی در نامه ای برای مدیرعامل منطقه آزاد قشم متنی را با عنوان درد دل فرزند شهید در روز بزرگداشت شهدا نوشت: هدفم از این نامه گرفتن حقم نیست بلکه دوست دارم ان دسته از انسانهای غافل که حق مردم را نا حق میکنند، بدانند ما فرزندان همان شهیدانیم که بادستور رهبرشان در برابر دشمنان از جان خود گذشتند.
به گزارش بولتن نیوز، متن این نامه که به صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار ما قرار گرفته به شرح زیر است:
چقدر زیباست دختری در سن ٩ سالگی پدر و عموهایش برای دفاع از ناموس و خاک مملکت عزیزمان ایران شهید بشوند و مجبور به کار کردن باشد برای امرار معاش و خدمت به مادر ناتوان و خانواده اش.
و چقدر زشت است کسانی که در بعضی از امور قرار میگیرند و بجای اینکه از دغدغه های خانوادهای محترم شهدا کم کنند حق انها را ناحق کرده و نمک به زخمشان میزنند. ای کاش همه مانند رهبر عزیزمان دلسوز جامعه بودند و علی وار خدمت میکردند تا ایرانی گلستان داشته باشیم.
اینجانب سیده فریبا سید موسوی در مزایده فرودگاه (بسته بندی بار) جزیره قشم شرکت کردم و با بیش از ١٨ سال سابقه در بهترین فرودگاه های ایران  فقط بجرم فرزند شهید بودن از محلی که خود در انجا کار میکردم بیرون رانده شدم و طبق اوراق  خلافی بزرگ در برگزاری مزایده انجام شد.
هدفم از این نامه گرفتن حقم نیست بلکه دوست دارم ان دسته از انسانهای غافل که حق مردم را نا حق میکنند، بدانند ما فرزندان همان شهیدانیم که بادستور رهبرشان در برابر دشمنان از جان خود گذشتند. وگذشت بسیار شیرین است و من از گناه شما میگذرم و خداوند هم انشاالله بگذرد.
 
سخنان رهبر عزیزمان هرگز فراموش نمیشود.
… یاد شهدا، افتخارات شهدا، عزت شهدا را همه باید نصب العین خودشان قرار بدهند؛ نگذارید فراموش بشود. شما غفلت کنید، نیروهای انقلاب غفلت کنند، نیروهای مؤمن غفلت کنند، نفوذیهای دشمن از آن طرف وارد میشوند و چیزی هم طلبگار میشوند. «فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنه حداد اشحّه علی الخیر اولئک لم یؤمنوا فاحبط اللَّه اعمالهم»؛ وقتی که روز خطر است، در لانه ها خزیدند و نفسشان در نیامد. وقتی خطر برطرف شد؛ مردان خطرپذیر در مقابل خطر سینه سپر کردند و خطر را برطرف کردند، اینها از لانه هاشان بیرون می آیند؛ زبانهای دراز، زبانهای تیز، طلبگار هم میشوند! مگذارید دشمنان انقلاب، دشمنان امام، دشمنان خط جهاد، دشمنان خط ایمان باللَّه، طلبگار بشوند.
چند بیت از سرودهای خودم را میگویم
‎پـدرم گـوش بده… گـوش ،  کـه صحبت دارم
‎بی تو عـمریـــست کـه  کـمبـود مـحبـت دارم
‎با  تو انـدازه ی یـک سـهـمـیـه نـسـبـت  دارم
‎آنـقَــدَر سـهـمـیـه از بـغـض ،  خـریـدم که نگو
‎پــدر ایـن شـهـر پُر از مـأتـم و دلـتـنـگـی شـد
‎قـلـبْ در سـینه ی این طایفه چون سنگی شد
‎صـورت سـردِ  مـن از،  سـیـلـی غم ، رنگی شد
‎هر شب از درد ، چنان رنـج کـشـیـدم  کـه نگو
‎پـدرم ، زخـمِ  زبان  کـشـت مـرا،  ویــران کرد شـهـرِ  آرامِ  دلـم  را  ، وطـن طـوفـان کر خـانـه ات را به غـم انـگـیـزی گـورسـتـان کرد.  آنــقَـــدَر  مرثیه  از مــــرگ،  شنیدم  که نگو.
من الله توفیق
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی