امروز

شنبه, ۹ اسفند , ۱۳۹۹

  ساعت

۱۰:۰۷ قبل از ظهر

سرانجام دست دادن اوباما اتفاق افتاد، اما نه با حسن روحانی! در حالی که با  آغاز مجمع عمومی سازمان ملل، گمانه زنی ها درباره دیدار و مصافحه روحانی و اوباما که به نوعی بیانگرموفقیت توافق هسته ای قلمداد می شد، مطرح بود اما سرانجام این محمد جواد ظریف بود که به گفته یکی از مسئولان دولت آمریکا که خواست به دلیل حساسیت موضوع نامش فاش نشود، لذت این ژست تاریخی را تجربه کرد!

این خبر در حالی از سوی منابع امریکایی منتشر شده که هنوز وزارت امور خارجه درباره آن اعلام موضع نکرده است، اما خوشنودی و سرعت عمل منابع امریکایی در انتشار این خبر حاکی از ارائه فرصت جدیدی از سوی دولت یازدهم به امریکا برای برپایی یک شوی تبلیغاتی علیه انقلاب اسلامی است.

خبر دست دادن ظریف و اوباما در حاشیه سازمان ملل در شرایطی منتشر میشود، که دولت تنها ماذون به دیدار با وزیر امور خارجه امریکا آنهم در چارچوب مذاکرات هستهای و نه موضوع دیگری بوده و از سوی رهبر انقلاب و نهادهای دیگر نظام جمهوری اسلامی چنین اجازهای به رئیس جمهور و وزیر امور خارجه داده نشده بود.

دو سال پیش نیز حسن روحانی در آخرین دقایق سفر امریکایی خود برای سخنرانی در سازمان ملل متحد، ۱۵ دقیقه با باراک اوباما به صورت تلفنی گفتگو کرده بود که این اقدام از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان «اقدامی نابجا» مورد نکوهش قرار گرفت.

با این حال مشخص نیست تکرار این اقدام نابجا از سوی جواد ظریف در سفر به نیویورک با چه توجیهی صورت گرفته است، چرا که حواله دادن این رویداد به یک «اتفاق از قبل پیش بینی نشده» همانقدر مضحک است که استدلال مسئولان سعودی در حواله دادن حادثه دلخراش منا به «قضا و قدر الهی)                                                 

تلاش امریکا برای شکستن وجهه انقلابی ایران در افکار عمومی جهان و تبلیغ همراه شدن بزرگترین مخالف او در دنیا، راهبردی است که دولت اوباما با قدرت هر چه تمام تر به دنبال القاء آن در افکار  عمومی دنیاست، راهبردی که البته اوباما در سخنرانی خود در سازمان ملل نیز آن را پیگیری کرد و با اشاره غیر مستقیم به عدم تمکین جمهوری اسلامی به هژمون امریکا در سطح جهان اعلام کرد:همه دولت ها اگر با نظم جهانی همراه شوند به نفع خودشان و ملت هاست.                                              

حال مشخص نیست با وجود تذکرات جدی پیشین به ظریف، ارائه فرصت مجدد به رئیس جمهور امریکا برای به سخره گرفتن انقلاب اسلامی ایران توسط وی با چه منطق و توجیهی اتفاق افتاده است!؟

این رفتار نابجا از سوی ظریف برخورد جدی ساختار نظارتی نظام یعنی مجلس شورای اسلامی را میطلبد. هنوز اتفاق خاصی نیافتاده است که عدهای به راحتی ساز عادی سازی ارتباط با امریکا را کوک کنند. تنها یک توافق نیم بند هستهای بین ایران و امریکا در مرحله تدوین حاصل شده است، که در مسیر ۱۵ ساله اجرا، مشخص نیست به چه سرانجامی خواهد رسید!

حدود ۲ ماه قبل، چند روز پس از اعلام برجام، وقتی فردی در جلسه‌ای خصوصی به مخاطبانش گفت: “اشتباه نکنید! بزرگ‌ترین دستاورد این دو سال مذاکره، برجام نبوده بلکه شکل‌گیری یک زیرساخت ارتباط با آمریکا بوده است”                                                                                                                                

 – و این خبر عمدا به بیرون درز داده شد – کمتر کسی توانست به عمق مساله پی ببرد. این سخن، مستقیما موید آن تئوری بود که مدت‌ها پیش از اعلام برجام به جد معتقد بود تبعات فراهسته‌ای و فرامتنی برجام بسیار مهم‌تر از چیزی است که درون متن نوشته شده و اساسا بخش عمده خطر متن به دلیل «بستر»ی است که قرار است این متن اتفاقات بدون هیچ قصد و نیتی و صرفا به قول آن فرد «همینجوری» در حال رخ دادن است. کاملا واضح است که دولت در حال نگهبانی از زیرساخت رابطه باآمریکاست بدون اینکه به افکار عمومی توضیح بدهد در ازای به حراج گذاشتن سرمایه انقلابی و اعتبار ملت ایران مشخصا چه دستاوردی جز تعطیلی حقوق ملت یا تحقیر شدن توسط حکومت جاهلی عربستان سعودی به دست آورده است؟ برنامه سیاست خارجی دولت روحانی را فعلا در یک جمله می‌توان خلاصه کرد: پیدا کردن بهانه‌هایی جدید برای باز ماندن مسیر تماس با آمریکا یا به تعبیر آن جانباز بصیر در دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی «نگه داشتن پا لای در». مهم‌ترین سوالی هم که پیش روی این نوع دیپلماسی است این است که تماس با آمریکا صرفا بیزینس سیاسی دولت روحانی است یا اینکه بناست ملت ایران هم چیزی از آن عاید شود؟ اکنون که روابط با آمریکا خوب شده و در راهروهای سازمان ملل اوباما را هم تصادفا می‌شود دید، چرا همپیمان منطقه‌ای آمریکا عزت و آبروی ایران را به بازی گرفته و برای صدور یک ویزا حاجت به زانو زدن و واسطه تراشیدن افتاده است؟ آیا همین خود نشانه‌ای از واقعیت‌های «جهان پسابرجام» که دولت عامدانه درصدد تحریف مشخصات واقعی آن است، نیست؟

این روند چندان هم نگران‌کننده نیست،مردم ایران خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد در حال فهمیدن این حقیقت هستند که «دیپلماسی هپروتی» راه به هیچ کجا نمی‌برد. این نوع از دیپلماسی، در نوع خود مدلی ویژه است. در حالی که همه جهان را مصیبت فراگرفته، در حالی که تروریسم پشت مرز کشورها پا بر زمین می‌کوبد، در حالی که ۴۰۰ جنازه ایرانی در صحرای تفتیده منا روی زمین مانده و در حالی که دولت ورشکسته سعودی برای ایران شاخ و شانه می‌کشد، این نوع خاص از دیپلمات‌ها لبخند بر لب، عاشقانه آستانه کاخ سفید را می‌نگرند تا شاید معجزه‌ای نمایان شود. مردم ایران اکنون دیگر می‌دانند که از این نوع دیپلماسی بزم و تفریح برای عده‌ای، شاید؛ اما حل مشکلات آنها بیرون نخواهد آمد و میهمانی که تمام شد آنچه باید انتظارش را داشته باشند، علاوه بر برنامه‌ریزی برای میهمانی بعدی، این است که آقای مسئول بیرون بیاید و بگوید: «انتظارها خیلی بالا رفته، توقع نداشته باشید مشکلات به این زودی‌ها حل شود»! این تصورکه دولت فقط باید درباره برجام پاسخگو باشد، هم اشتباه و هم بی‌نهایت خطرناک است.

 پرسش بزرگ‌تر این است که برجام بخشی از کدام چشم‌انداز بزرگ‌تر است و چه برنامه‌هایی در پیش است؟

 بازخوانی سخنان سردار شهید سپاه اسلام حاج همت در شرایط کنونی برای سیاستمداران تکیه زده بر اریکه قدرت  ضروری و واجب به نظر میرسد تا شاید از دام تنیده آمریکایی ها در مسیر ملت آگاه شده و تدبیری امید آفرین بنمایند.

شهید حاج محمد ابراهیم همت در بهمن ماه سال ۶۱ در طی یک سخنرانی گفت: ” از آنجا که انقلابی با عظمت تر و پویاتر و بامحتواتر و بدون وابستگی عقیدتی یا سیاسی به قطب های قدرت استکباری، نظیر انقلاب اسلامی ایران در جهان رخ نداده بود پس طبیعی است که در اینجا هم، آمریکا مجبور شد که برای مقابله با انقلاب ما، عناصر این چنینی خودش را، وارد عمل کند..

آمریکایی ها بنا داشتند نظیر همان حرکت براندازانه ای را که طی دوره ی نهضت ملی شدن صنعت نفت؛ از ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۲ و دوران به قدرت رسیدن و زمامداری دولت مصدّق انجام داده بودند، یک بار دیگر در زمان نظام جمهوری اسلامی هم، به مورد اجرا بگذارندیعنی با پر و بال دادن به جریان طرفدار سازش با آمریکا، از طریق گروه های دست نشانده ای نظیر “نهضت آزادی ایران و  جبهه ملی  ، روندِ اولِ به سازش کشیدن انقلاب اسلامی را آغاز کردند.
در جَنبِ این روند، توطئه ها و تشنج آفرینی های دیگر عناصر آمریکایی، در کردستان، گنبد، خوزستان و…به خوبی مشهود بود و حوادث آن زمان را، فراموش نمی کنیم رویکردی که دولت موقت(مهندس بازرگان) در برخورد با مسائل سیاسی کشور در پیش گرفته بود، دقیقاً از جنس به بازی گرفتن آرمان های این اُمّت رزمنده و با هدف دور کردن اُمّت از صحنه حضور در میدان های مبارزه بود ضمن اینکه دولت موقّت، هم زمان به جریان های سیاسی ایی که خطِ سازش و یک رَوَندِ دلخواه آمریکا را به انقلاب ما تحمیل می کردند، رشد و پر و بال می داد.”
بخشی از سخنرانی شهید حاج محمد ابراهیم همت بهمن ۱۳۶۱، سپاه یازده قدر   

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

دیدگاه ها (بدون دیدگاه)

  1. شرمنده شهدا

    هر دم از این……….بری می رسد!!!!
    کجایید ای شهیدان خدایی………..کجایید؟؟؟

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی