آرزوی یک جانباز که در قشم برآورده نشد

روز جانباز و ولادت حضرت ابوالفضل(ع) بهانه‌ای شد که «شیرازه» به سراغ جانباز قطع عضو شیرازی برود که با هزینه شخصی موزه شهدا را در زیرآب‌های خلیج فارس ساخته و مخترع جت اسکی معلولین است.

به گزارش سرویس فرهنگ ایثار و شهادت شیرازه، چهارم ماه‌شعبان سالروز میلاد بزرگ جانباز اسلام و پرچمدار دفاع از حرمت حریم ولایت، حضرت ابوالفضل العباس(ع) به واسطه رشادت و جانفشانی‌های پاسداران رشید و غیور انقلاب اسلامی و همچنین فداکاری و ایثارگری جانبازان سرافراز و دلاور بعنوان روزهای پاسدار و جانباز نامگذاری شده است.

جانبازان، انسان هایی ایثارگر و جان برکف‌اند که طی سال‌های جنگ تحمیلی و تجاوز دشمن، در خطوط مقدم جبهه، قهرمانانه سینه خود را در برابر آتش دشمن سپر کرده و در راه حفظ کیان اسلام، سلامت خود را تقدیم داشتند.

جانبازان، انسان های برگزیده‌ای هستند که بسیاری از نعمت‌های مادی خود را به پیشگاه دوست تقدیم کرده‌اند. آنان به دلیل از خود گذشتگی‌ها و ایثارگری‌هایشان، موانع و حجاب‌ها را که در اثر تعلّقات و وابستگی‌های دنیوی ایجاد می‌شود، کنار زده و راحت تر با خداوند به مناجات می پردازند و قلب شکسته آنان، بزرگ ترین سرمایه جانبازی شان به شمار می آید.

به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل(ع) پایگاه تحلیلی خبری شیرازه به گفتگو با یکی از جانبازان شیرازی پرداخته است که در ادامه متن گفتگو را می‌خوانیم:

شیرازه: خودتان را معرفی کنید؟

اسماعیل دلشاد چرامکانی متولد پنجم فروردین ۱۳۴۵ در شیراز هستم و در واپسین روزهای سال ۱۳۶۰ در سن ۱۵ سالگی به جبهه دفاع مقدس اعزام شدم.

حدود ۲۴ ماه در دوران دفاع مقدس سعادت حضور داشتم و بیشتر در عملیات‌های ایزایی و تک‌غرب کشور شرکت کردم.

شیرازه: ماجرای جانبازی شما چه بود؟

دلشاد: از ترس پدر و مادرم در سه ماه نخست حضور در جبهه، به آنان نامه ننوشته بودم که در منطقه «سومار» به وسیله گونی خاکریزها و با کمک همسنگرانم توانستم از آب جمع آوری شده، استخری بسازم.

بعد از بازگشت به شیراز، پدر و مادرم برای اینکه دیگر به جبهه نروم، مرا به سد «دورودزن» بردند تا در نبود وسیله ای برای بازگشت یا فرار، حال و هوای جبهه از سرم برود و در همین منطقه بود که شنا و اسکی روی آب را فرا گرفتم.

در سال ۱۳۶۲ برای بار دوم و با هدف ساماندهی جزیره لارک به تنگه هرمز آمدم که با آغاز عملیات خیبر، عِنان از کف می رود و دوباره راهی جبهه غرب می شوم.

فقط یک بار به حرف مادرم گوش ندادم و جزای آن، یک پایم بود که در جنگ جاماند.

شیرازه: مهم ترین هدف رزمندگان برای حضور در دفاع مقدس به نظر شما چیست؟

دلشاد: هدف دفاع از آب و خاک کشور و اطلاعات از رهبر انقلاب که فرمودند: نگذارید جبهه‌ها خالی بماند لذا مکلف شدم تا با دو برادر دیگرم علیه دشمنان بایستیم.

شیرازه: شنیدیم که بعد دوران دفاع مقدس وارد عرصه ورزش شده اید، از چه سالی به صورت حرفه‌ای به ورزش پرداختید؟

دلشاد: ورزش شنا را از سال ۱۳۶۰ بعد از حضور در جبهه شروع کردم و اولین استخر را در همان دوران دفاع مقدس در منطقه گِل‌بسر ساختم تا رزمندگان بتوانند تفریحی داشته باشند.

سال های بعدی موفق شدم دوره مربیگری نجات غریق را بگذرانم و بیش از ۱۵ سال در رشته شنا مشغول به فعالیت هستم؛ در این سال ها مسئولیت کمیته شنا جانبازان و معلولین استان فارس؛ مسئولین کمیته داوران سپاه و بسیج کل کشور را دارم.

در رشته های فوتبال قطع عضو، تیراندازی با کمان و شنا عضو تیم ملی بوده ام و در والیبال نشسته و دومیدانی فعالیت داشتم و توانستم در مسابقات حائز رتبه و مقام بشوم؛ همراه نخستین جانباز ایرانی بودم که در سال ۱۳۶۷به بام ایران قله دماوند صعود کردند.

شیرازه: ماجرای اولین نماز شما در زیر آب ونصب محراب ادیان الهی چیست؟

دلشاد: هیچ موقع نماز از انسان ساقط نمی‌شود و شاهد این بودیم که نماز در آب تاکنون مرسوم نبوده است لذا نخستین نماز در زیر آب را پس از استفتا از علما و مراجع با حضور ۱۴ نفر از دوستان برگزار کرده‌ایم.

نصب محراب ادیان الهی که طراحی توسط خودم به وزن ۷ تن انجام شد و با نماد مسلمانان، مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان زیر آب‌های نیلگون خلیج فارس نصب کردیم و با آموزش‌هایی که به نمایندگان این ادیان دادیم “نخستین آیین شکرگذاری در ادیان الهی” در زیر آب‌های خلیج فارس انجام شد.

با کمک دوستان جانباز، المان شهدای خلیج فارس را در زیر آب نصب کردیم و ۱۹ سال است که یادواره شهدای خلیج فارس همزمان با سالروز حمله ناوگان آمریکا به هواپیمای مسافربری ۶۵۵ جمهوری اسلامی ایران در حدفاصل اسکله کندلوی قشم تا جزیره هنگام برگزار می کنیم.

کلیه این تندیس ها با هزینه های شخصی ساخته و نصب شد.

شیرازه: اولین موزه زیرآب ایران را شما ساختید؟

دلشاد: بله، با ۷ تندیس از مشاهیر بزرگ ایران مثل شهید فهمیده، پهلوان تختی، دکتر حسابی، شهریار، امیرکبیر و …. با وزن هرکدام ۲ تن در زیر آب نصب کردیم.

هدف من از احداث این موزه ایجاد یک ایران در زیر آب با سازه های بتنی بود تا مردم با فرهنگ های مختلف به ویژه فرهنگ دفاع مقدس آشنا شوند که متاسفانه مسئولین حمایتی از این طرح نکردند و کار تا همین جا پیش رفت.

شیرازه: وسیله‌ای اختراع کرده اید؟

دلشاد: ساخت نخستین شناور ویژه افراد معلول شاید نقطه عطفی برای آغاز طرح های دریایی‌ام باشد.  طرح های مختلفی برای رسیدن به طرح نهایی این شناور اجرا شد تا بتوانیم با هزینه ساخت و نگهداری بسیار پایین آن نسبت به جت اسکی، وسیله ای ارزان، خانوادگی و مقاوم برای ورزش دوستان کشور بسازیم.

شیرازه: برای احداث موزه‌ای برای شهدا، هواپیما خریدید؟!

دلشاد: بله، در سال ۹۲ پیشنهاد خرید یک هوایپما را به هواپیمایی جمهوری اسلامی هما برای ساخت نمادی در قشم برای شهدای خلیج فارس دادم، در ابتدا از این طرح خیلی استقبال کردند ولی بعد از مدتی گفتند که بیش از ده قسمت هواپیما را تکه تکه کردند و برای ساخت رستوران فروخته‌اند!

این روند اداری پیچ در پیچ ادامه داشت و چندین نامه ارسال کردم که همگی بدون پاسخ ماند تا اینکه در تاریخ ۹۴/۳/۱۸ به بنده نامه زدند و قیمت هواپیما را که ۹۰ میلیون بود اعلام کردند.

برای تامین هزینه اقدام به گرفتن وام و فروش آپارتمانم کردم و قرار شد در اقساط کوتاه مدت هزینه هواپیما را واریز کنم که قسط اول آن به مبلغ ۴۰ میلیون تومان واریز و هواپیما را خریدم.

قرار بود این هواپیما را به وسیله پایه داخل آب، قرار دهیم و طوری آن را تنظیم کنیم که از بالا مانند یک پرنده باشد و روی آن بنویسیم: به کدامین گناه کشته شدند؟ در داخل هواپیما، در قسمت پنجره ها تصاویر شهدا را نصب کنیم و آن را در واقع تبدیل به موزه شهدا کنیم.

اما به دلیل عدم همکاری مسئولین این اتفاق میسر نشد و تمامی پول آپارتمان و … پرید!

شیرازه: تنها دغدغه این روزهای جانبازان عزیز به نظر شما چیست؟

دلشاد: تنها دغدغه جانبازان و ایثارگران حفظ دست‌آوردهایی است که اعضای بدن خودشان را برای آن فدا کرده‌اند و آرامش برای مردم کشورمان است.

شیرازه: امروز به چه کاری مشغولید؟

دلشاد: امروزه در قشم به ماهی گیری مشغول هستم و غواصی می کنم.

حرف آخر….؟

دلشاد: حرف آخر را امام خمینی(ره) زدند و فرمودند که نگذارید پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادت در پیچ و خم روزمرگی زندگی به فراموشی سپرده شوند ولی متاسفانه سپرده شد.

جانبازان و خانواده شهدا و… بالاخره اسمی در بنیاد شهید دارند اما رزمندگانی که بعد از شهدا ایستادند در خط ایستاند و تکه تکه شهدا را به کشور برگرداندند متاسفانه به فراموشی سپرده شدند لذا امیدواریم مسوولین نسبت به این قشری که دیده نشده‌اند هم احساس مسئولیت کنند.