دختر ۶ساله ام برای یک بستنی به شدت گریه می کرد و من روی تصمیم خودم ایستاده بودم و به او گفتم عزیزم تو سرما خوردی و دکتر گفته نباید بستنی بخوری اما وقتی مادر بزرگ گفت بچه دارد گریه می کند حالا یک بستنی که طوری نمی شود و با یک بستنی به سمتش رفت و گفت مادر جان این هم  بستنی برای دختر گلم …. . کاش مشکل من همین یکی بود هر محدودیتی که برای تربیت فرزندم اعمال می کنم کافی است پایش به خانه مادر بزرگ برسد انگار آلیس به سرزمین عجایب رسیده است. تمام محدودیت ها، اصول و قوانین از بین می رود، وقتی من این صحنه را می بینم و هیچ کاری از دستم ساخته نیست احساس اندوه تمام وجودم را فرا می گیرد حس می کنم کنترلش را که از دست داده ام هیچ؛ ظاهراً پدر بزرگ و مادر بزرگش را بیشتر از من دوست دارد چون آنها به نوه ی خود نازک تر از گل نمی گویند …

همه مادران تا حدی با این مشکل دست و پنجه نرم کرده اند و همواره نگران دخالتها در تربیت کودکشان، از طرف پدر و مادر والدین کودک می باشند و این نگرانی زمانی تشدید می شود که والدین کودک هنوز از نظر مسکن مستقل نشده و در خانه پدر و مادر یکی از طرفین زندگی می کنند، یا زمانی که والدین مشغول کار هستند و مجبورند ساعاتی از روز کودک خود را نزد پدر بزرگ و مادر بزرگش رها کنند.

زمانی که با دخالت مادر بزرگ محدودیتی را که والدین کودک برای او وضع کرده اند برداشته می شود و کودک هیچ برخورد قاطعی را از طرف والدین خود نمی بیند به این باور می رسد که می شود محدودیت هایی که برای او قرار داده اند را زیر پا گذاشت، و بدتر از آن اینکه کودک با تجربه مکرر آزادی ها در خانه مادر بزرگ، ترجیح می دهد بیشتر وقت خود را در آنجا بگذراند تا جایی که پدر و مادرش مجبور می شوند به زور متوسل شده تا او را به خانه برگردانند که این امر قضیه را حادتر می کند و باعث تنفر کودک از والدین خودش می شود.

البته ناگفته نماند که همیشه دخالت پدر بزرگ و مادر بزرگ منفی نیست و در خیلی از مواقع والدین  با سختگیری بیش از حد روان کودک را آزرده و اسیر می کنند و می خواهند کودک مانند رباط حرف شنو باشد که این نوع سختگیری به آینده اجتماعی و تحصیلی کودک  آسیب جدی وارد می کند که در این موقعیت ها آغوش مهربان مادر بزرگ تا حدودی کمبود محبت این کودکان را جبران می کند و آنها را از آینده ای تاریک نجات می دهد.

چه باید کرد؟

بهترین راه حل این مشکل، گفتگو همراه با احترام است و برای این کار بهتر است هر یک از طرفین با والدین خود صحبت کنند: پدر کودک با مادر و پدر خودش و مادر کودک با پدر و مادر خودش .

به گفته دکتر میترا حکیم شوشتری:” در تربیت بچه‌ها، ثبات در رفتار بسیار اهمیت دارد. یعنی در زمان‌ها و مکان‌های مختلف یا در حضور افراد مختلف باید به یک گونه با بچه رفتار شود. مثلا اگر شما و همسرتان قرار است در مواقعی که بچه، فحش می‌دهد هیچ نوع واکنشی نشان ندهید و مانند یک مجسمه رفتار کنید که انگار صدای او را نمی‌شنوید، دیگرانی هم که خیلی با فرزند شما در ارتباط نزدیک هستند، مثل مادربزرگ‌ها، مربی مهدکودک و یا مراقب‌های او باید در جریان باشند و همین‌طور رفتار کنند. این شیوه مشترک و ثابت باعث می‌شود تغییر رفتار در آن بچه تثبیت شود و به تدریج رفتارهای بهتر و مناسب‌تر جایگزین آن رفتار منفی گردد.

پس، در مورد آنهایی که با بچه شما خیلی در ارتباط‌ اند باید این طور برخورد کنید که قواعد و قوانین خود را در میان بگذارید و بگویید چون می‌دانیم شما او را دوست دارید و می‌خواهید رفتار بد در او شکل نگیرد، خواهش می‌کنیم اگر از این به بعد در خانه شما این رفتار را انجام داد، همین‌طور رفتار کنید. به طور مثال انگشت مکیدن یا ناخن جویدن از جمله مواردی است که با تذکر دادن، اوضاع بدتر می‌شود و بهتر است در مقابل این رفتار هیچ واکنش مستقیمی نشان داده نشود و با جایگزینی برخی رفتارهای دیگر سعی کرد رفتار را تغییر یابد. مثلا تا انگشت در دهان کرد، بدون تذکر که « دستت را در آور» بگویید « برو در را باز کن »، « برو از یخچال فلان خوراکی را بیاور » در این مورد، بهتر است به افراد دیگر هم گفته شود که ما در مشورت با هم (زن و شوهر) به این نتیجه رسیدیم که عکس‌العمل‌مان این‌طور باشد، لطفا شما هم چنین کنید.

عبدالناصر پاکروان

کارشناس روانشناسی و عضو انجمن روانشناسی قشم

لینک خبر : http://hormozonline.ir/?p=13881
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی