نشست دوم گفتمان قشم با موضوع ((توسعه جامعه محلی)) و در ادامه محور اصلی نشستهای گفتمان قشم یعنی توسعه پایدار قشم، برگزار گردید. در نشست اول مواردی شامل:

۱- تاثیر مستقیم حاکمیت بر توسعه جامعه محلی،

۲- شکنندگی بالای جامعه محلی قشم در صورت مستقل عمل کردن بخاطر وابستگی به حاکمیت منطقه آزاد قشم

۳- اتکای به خود مردم و پتانسیل های موجود در دستیابی به توسعه جامعه محلی

مورد اتفاق نظر مدعوین قرار گرفت. بنظر می رسید مورد سوم می تواند بیشتر مورد تامل و حتی مورد نقد قرار گیرد چرا که این روش تنها یک روش از چندین روش موجود جهت توسعه جامعه محلی است و باید دید کدام روش می تواند اثرگذاری بیشتری برای جامعه قشم با وضعیت و ویژگی های موجود داشته باشد.

آنچه در ادامه می خوانید گزارشی از دومین نشست گفتمان قشم با موضوع توسعه جامعه محلی با حضور چند تن از نخبگان جزیره قشم است.

فواد مشایخی (دبیر جلسه): در مقاله ای با عنوان “مفهوم سازی توسعه جامعه محلی در قرن ۲۱” که پژوهشگرانی از دانشگاههای تگزاس و پن استیت در ژورنال Development community  ارائه کرده اند، سه روش توسعه جامعه محلی بیان شده است.

روش اول روش Imposed  نام دارد که در این روش توسعه تصمیم گیری، برنامه ریزی و اجرا به عهده حاکمیت و پیمانکاران زیرمجموعه می باشد. توسعه بر مبنای این روش بیشتر شامل پرداختن به زیرساخت های توسعه بهداشتی، شهری، سیستم آموزشی و… می باشد. روش دوم Self-Help نامیده شده است به این دلیل که در این روش جامعه محلی خود به طور مستقیم و بدون دخالت حاکمیت در توسعه جامعه محلی در طول فرایند تصمیم گیری، برنامه ریزی و اجرا نقش ایفا می کند. روش سوم که اصطلاحا Directed نامگذاری شده است، توسعه هم توسط حاکمیت و هم توسط مردم و ساکنین صورت می گیرد بدین صورت که معمولا تصمیم گیری و برنامه ریزی به عهده حاکمیت بوده و در اجرا هم حاکمیت و هم مردم و ساکنین در قالب انجمن های مردم نهاد به فعالیت های توسعه ای می پردازند.

برای انتخاب یک روش توسعه ای مناسب، بسته به اینکه جامعه محلی در چه وضعیت و شرایطی قرار گرفته باشد می تواند مورد بحث و گفتگو قرار گیرد. لذا قبل از پرداختن به روش ها، صحیح تر این است که به بررسی وضعیت موجود بپردازیم. اینکه در حال حاضر در کدام وضعیت قرار گرفته ایم و پس از حصول شناخت کافی بتوانیم نسخه کارآمدتری برای توسعه جامعه ارائه دهیم.

لذا سوالی بدین صورت می توان مطرح نمود که: تعریف ما از توسعه جامعه محلی چیست و برای توسعه جامعه محلی قشم پرداختن به کدام موارد در اولویت بیشتری قرار دارد و برای تحقق توسعه در آن موارد و شاخص ها، چه پیش شرط هایی باید وجود داشته باشد؟

مهندس محمد اسلامی از معدود چهره های موفق دانشگاهی در جزیره قشم است که در زمینه تجارت نیز بسیار موفق عمل کرده است. او فارغ التحصیل مهندسی منابع طبیعی گرایش شیلات و محیط زیست در سال ۱۳۷۷ از دانشگاه آزاد بندرعباس است. او عضو و نایب ریئس شورای بازرگانان قشم، مدیر عامل خانه تجارت و توسعه قشم، عضو کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر قشم (دور اول) بوده است.

محمد اسلامی: بهترین نوع توسعه، توسعه پایدار است که در آن علاوه بر توجه به نیازهای نسل امروز اعم از بهداشت، آموزش، آزادی ها و عدالت های جنسیتی و… یک نگاهی به آینده هم دارد و بشر در تمام دنیا بر این مورد توافق دارند که این نوع توسعه بهترین نوع توسعه است.

در مملکت ما حداقل در بعد نظری روی این مورد کار شده است. در بحث توسعه جزیره قشم هدف این است که ما می خواهیم به توسعه پایدار برسیم. یک مورد از آیتم ها در توسعه پایدار این است که جامعه محلی در آن نقش داشته باشد. پس بحث امروز در واقع توسعه پایدار جامعه محلی می تواند مد نظر باشد. تا بحال در کل کشور تقریبا به این شکل بوده که از بالا دستور بیاید که برای توسعه این برنامه ها پیاده سازی شود که با توجه به نکته ای که جناب آقای معاد مشتاقی در نشست اول بدان اشاره کردند ممکن است هدف و نگاه دولت از توسعه با جامعه محلی متفاوت باشد که گاها اهداف و برنامه های توسعه ای حاکمیت ممکن است یک تهدید در نگاه جامعه محلی قلمداد شود. مهم تر این هست که ما با تکیه بر توان نیروی انسانی و نخبگانی که داریم و با دیدگاه خودمان روی توسعه جامعه محلی کار کنیم و در ابتدا باید مشخص کنیم که مد نظر ما از توسعه جامعه محلی قشم چیست و ما به دنبال چه هستیم چون ممکن است هدف و برنامه حاکمیت با اهداف ما یکی باشد یا نباشد و این می تواند مورد بحث قرار گیرد.

دکتر سید محسن هاشمی متخصص جراحی کلیه (اورولوژی)، بی شک یکی از نام آشنا ترین چهره های علمی و برجسته جامعه دانشگاهیان قشم است. دوران تخصصی جراحی کلیه را در سال ۱۳۸۱دردانشگاه تهران شروع نموده و با اخذ رتبه چهارم (بورد تخصصی) کشور در سال ۱۳۸۵ فارغ التحصیل شده است. چند سال به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس مشغول به خدمت بوده و در حال حاضر عضو انجمن ارولوژی ایران و رئیس هیات مدیره بیمارستان امام رضا (ع) در شهر بندرعباس است:

برای تحقق توسعه جامعه محلی،مشارکت حاکمیت را باید کامل از ذهن خارج کرد به این معنا که منتظر این نباشیم که حاکمیت بیاید و آنچه که مطلوب ما و شما است محقق نماید

سیدمحسن هاشمی: وقتی بحث حاکمیت پیش می آید، خود حاکمیت یک قانونی دارد و اجرای آن هم یک مدلی دارد. در اجرا هم، نگاه جناح ها با یکدیگر متفاوت است همه اینها باعث میشود که اجرا با برنامه های تدوین شده متفاوت باشد پس نتیجه اینکه ممکن است در تصمیم گیری های دولتی با بی ثباتی های بیشتری نسبت به برنامه ها و تصمیم گیری های مبتنی بر مردم مواجه شویم.

نظر بنده این هست که برای تحقق توسعه جامعه محلی، مشارکت حاکمیت را باید کامل از ذهن خارج کرد به این معنا که منتظر این نباشیم که حاکمیت بیاید و آنچه که مطلوب ما و شما است محقق نماید و این واقعیت وجود دارد که توسعه پایدار در ذهن یک مسئول دولتی با توسعه پایدار در نگاه من و شما ممکن است متفاوت باشد پس باید جامعه محلی خودش توسعه پایدار را برای خودش تعریف کند و آنرا در تک تک افراد آن جامعه به تحقق برساند که البته دخالت شانس و عوامل طبیعی در تحقق آن بی تاثیر نخواهد بود.

اگر بخواهیم این کار را عملیاتی کنیم باید از NGO ها در تمامی موارد و شاخص های توسعه اعم از سلامت، آموزش و… شروع کنیم. فعالیتی که برنامه ریزی و اجرای آن توسط یک NGO صورت میگیرد و متکی بر مردم است، رفتن آن انجمن یا NGO به سمت ارگان های دولتی جهت دریافت همکاری ها و حمایت ها می تواند یک اشتباه باشد. امکان ندارد یک تفکر و اندیشه ای NGO وار و مبتنی بر مردم باشد ولی برای اجرا دنبال فرمانداری و استانداری باشد که متاسفانه انجمن هایی در قشم هستند که چنین عمل می کنند. در واقع این مردم هستند که باید کار خود را به درستی انجام دهند و این مردم باید در امورات مختلف آگاه باشند در اموراتی که مربوط به شاخص های توسعه هستند که باید روی آن موارد حساس شوند و این باید آموزش داده شود پس اگر قرار باشد ما به توسعه پایدار جامعه محلی قشم بپردازیم باید تشکیلاتی ایجاد گردد که به فعالیت مطالعاتی بپردازد و پتانسیل ها و ظرفیت جزیره را استخراج نماید و با توجه به قوانین مملکت  و حساسیت ها و خط قرمزهای واقعی مملکت برنامه هایی ارائه نماید.

مهندس محمد یابنده نیا یکی از چهره های علمی جوان و در عین حال شاخص و با تجربه­ی مدیریتی بالا در بین جامعه دانشگاهیان قشم است. او کارشناس برنامه ریزی و مهندسی سیستمها و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع است. تجربه ارزشمند نزدیک به ۱۰ سال حضور موفق در سازمان منطقه آزاد قشم را داشته و در حال حاضر رئیس گروه برنامه ریزی این سازمان و همچنین عضو علی البدل شورای اسلامی شهر قشم می باشد.

 لازمه و پیش نیاز ایجاد توسعه جامعه محلی،پرداختن به توسعه فرهنگی است و افراد آن جامعه باید فرهنگ توسعه را داشته باشند و این می تواند منشاء دیگر توسعه ها قرار گیرد.

محمد یابنده نیا: اجازه دهید من از اینجا شروع کنم که بهتر است در معنای اصطلاحاتی که بکار می بریم یک بازنگری داشته باشیم. ممکن است معنایی که ما از یک اصطلاح در ذهن داریم با معنای واقعی آن متفاوت باشد. معنای واقعی رشد، توانمندسازی و توسعه چیست؟ اصلا توسعه جامعه محلی یک تعریف واحد و استانداردی ندارد بلکه من تصور میکنم توانمندسازی اصطلاح صحیح تری هست چون توسعه فرایندی مستمر است که شکل می گیرد و قرار است در امتداد آن توانمندسازی در زمینه های مختلف شکل گیرد که فرایند توسعه را تسریع ببخشد. رشد یک جنبه کمی دارد اما توسعه کیفی است و نمی توان از جنبه کمی به آن نگریست و امری نسبی است. در دسته بندی های که برای توسعه شده است یک بخش آن توسعه اقتصادی هست که باید در آن زمینه عملکردی نشان دهیم اعم از تورم، بیکاری و اشتغال، فقر، درآمد و نحوه توزیع. در مورد توسعه سیاسی، باید توانمندی سیاسی در افراد و ارگان ها وجود داشته باشد و پذیرش مشارکت ها و دیدگاهها شکل بگیرد. بطور مثال کشورهایی از نظر توسعه سیاسی ضعیف هستند که مشارکت احزاب در آنجا پایین است، فعالیت احزاب چشم گیر نیست، مشارکت و تاثیرگذاری مردم و NGO ها در سیاست های کلان کشور بسیار ضعیف است و غیره… .

لازمه و پیش نیاز ایجاد توسعه جامعه محلی، پرداختن به توسعه فرهنگی است و افراد آن جامعه باید فرهنگ توسعه را داشته باشند و این می تواند منشاء دیگر توسعه ها قرار گیرد. مورد بعدی به عنوان پیش نیاز توسعه جامعه، توسعه انسانی در ابعاد فردی و اجتماعی است. توسعه انسانی که اصطلاحا HDI هم خوانده می شود این هدف را مد نظر قرار می دهد که تمامی توسعه ها در هر زمینه ای بایستی موجبات فراهم آوری رفاه، آسایش و رشد افراد باشد به عنوان مثال رشد صنعتی که همراه با فزونی آلایندگی باشد که سلامت افراد را به خطر می اندازد نمی تواند یک توسعه مطلوب مدنظر قرار گیرد و باید کنار گذاشته شود چون در راستای توسعه انسانی قرار نمی گیرد.

در واقع انسان باید محور توسعه قرار گیرد همه شاخص های مورد نیاز اعم از بهداشتی، آموزش، رفاه، آزادی و… محقق شود تا آن جامعه به جامعه توسعه یافته انسانی تبدیل شود. در بحث توسعه جامعه محلی قشم، اولویت این است که بر توسعه انسانی تمرکز کنیم یعنی افزایش سطح رفاه، افزایش میزان مشارکت ها، افزایش آزادی های اعلام نظر و غیره.

فراموش نکنیم برای انجام هر پروژه ای فازهای مختلفی در نظر گرفته می شود: ۱- فاز شناخت (بسیار مهم)  ۲- فاز اجرا. در فاز اول ما باید بدانیم که در سطح بسیار پایینی از توسعه انسانی قرار داریم و در ابتدا بایستی این سطح را بالا برد و چون تاثیرگذاری جامعه محلی در این موارد بیشتر است می تواند با موفقیت همراه شود ولی در بحث مثلا توسعه اقتصادی شاید نتوانیم خیلی موفق عمل کنیم چون بر میگردد به تصمیم گیری های کلان جامعه و البته حاکمیت نقش موثرتری در این نوع توسعه می تواند ایفا نماید.

خانم امینه دریانورد نام آشنا ترین چهره ادبی سالهای اخیر جزیره قشم بوده و از سرآمدان جامعه دانشگاهیان قشم محسوب می گردد. ایشان کارشناس مردم شناسی و کارشناس ارشد جامعه شناسی است. به مدت ۱۵ سال ریاست انجمن شعر قشم را برعهده داشته و البته برگزیده بسیاری از جشنواره های کشوری شعر بوده است. بین سالهای ٨٢ تا ٨۵  معاون و سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی قشم بوده و در حال حاضر ریس اداره ویژه ی کتابخانه های عمومی شهرستان قشم است.

تاکید من بر توسعه فردی است،

اگر تک تک افراد جامعه به توسعه فردی دست نیابند سایر توسعه ها بی معنی خواهد بود

امینه دریانورد: باور من بر این است که مسیر تغییرات در جوامع سنتی مثل  قشم بسیار سریع شکل گرفته که ما را دچار یک گسستی کرده و افراد جامعه را در انزوای فردی قرار داده است که اگر دقت شود افراد این جوامع خصوصا قشم هیچ نقشی در تعیین سرنوشت خود به آن شکلی که باید ندارند و شاید به علت عدم شناخت از فرصت هایی هست که گاها ایجاد شده است. به شکلی که در شرایط امروزی احساس می شود که نیروهای محلی حضور دارند اما موجودیتی ندارند یعنی هیچ نقش موثری نمی تواند در تعیین سرنوشت ایفا نماید که این باعث تاسف بسیار است. از آنجایی که دنیای امروزی دنیای ارتباطات است لذا تاکید من بر توسعه فردی هست.

اگر تک تک افراد جامعه به توسعه فردی دست نیابند سایر توسعه ها بی معنی خواهد بود پس نتیجه اینکه ما بیشتر باید روی شناخت و توسعه جامعه محلی کار کنیم. عدم توسعه فردی در ما آنچنان قوی هست که حتی بعضی از نخبگان ما را هم دچار انزوا، گسست و سردرگمی کرده و در بی هدفی کامل به سر می برند. در تحقق توسعه فردی، خود مردم جامعه از طریق NGOها می توانند نقش موثرتری ایفا نمایند.

سیدمحسن هاشمی: پیشرفت جامعه مقوله پیچیده ای است با عوامل تاثیرگذار مختلف. خیلی از عوامل وجود دارند که بر خلاف تصور عمومی ممکن است باعث پسرفت شوند. روند مهاجرتی که به سمت قشم آغاز شد بیشتر شامل افراد کارگری و سطح پایین جامعه می باشد و افراد پخته و فرهنگی نبوده اند و یا لااقل خیلی کم بوده اند که بخواهند تغییرات مثبتی را ایجاد کنند ولی شاید در تهران عکس این اتفاق افتاده باشد چون معمولا خواص و افرادی که توانمند باشند به آنجا مهاجرت می کنند. پس نمیوان همیشه این مطلب را قبول کرد که توسعه مدنظر ما همیشه مثبت باشد و یا به بیان دیگر اینکه نمیتوان انتظار داشت که توسعه  ظاهری همیشه توسعه باطنی خوبی به دنبال داشته باشد.

هر کاری  یک شاه کلیدی دارد که باید آن را پیدا کرد. ایده پردازی و پرداختن به جنبه های تئوری و نظری کار راحتتری نسبت به مرحله اجرای آن می باشد. در اجرا ممکن است توان و نیروی انسانی کافی برای اجرای درصد پایینی از آن ایده ها موجود نباشد به عنوان مثال آموزش جامعه محلی جهت محافظت از دریا صرفا یک جمله ساده ای است که در عمل هزار و یک کار طلب می کند و باید سختی هایی در تحقق این آموزش به جان خرید.

در پزشکی نوعی هم اندیشی به نام morning report وجود دارد که معمولا در مراکز آموزشی فعال است. در این هم اندیشی در مورد بیماران مختلف و شیوه های درمان بحث و گفتگو می شود. پس می توان گفت یکی از شاه کلیدها داشتن جلساتی شبیه morning report است که همین باعث می شود خودبخود خیلی از مشکلات مرتفع گردد و کارها به سمت اجرایی شدن پیش رود. افراد با حضور در این جلسات یاد میگیرند مطالعه کنند و مطالب جدید فرا گیرند.

در جامعه محلی خودمان پارامترهای متضاد بسیاری وجود دارد که گاها باعث سرکوب کردن افراد می شود به عنوان مثال افراد تحصیلکرده از جزیره مهاجرت می کنند و مردم و متولیان فعال در امور اجتماعی انگشت به دهن می مانند که چرا چنین می شود و نیروی تربیت شده در حال خروج است. حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد نیروهای تحصیلکرده ما در مناطق مختلف کشور و خارج از کشور پراکنده اند و باقی که اکثریت شان دوست دارند در حاشیه بمانند. پس صرف تربیت نیروی انسانی هم نتوانسته است کارساز شود. پس ما کمبود نیرو نداریم اما مشکل از اینجا ناشی می شود که ما استفاده از نیروها را بلد نیستیم و این اوج فاجعه است.

به نظرم یکی از دلایلی که ما نمی توانیم از نیروهای خود به درستی استفاده کنیم این هست که منّیت های ما زیاد است اگر ما بتوانیم این منّیت ها را از بین ببریم حتی می توانیم به این درجه برسیم که نیرو هم صادر کنیم. در نتیجه اعتقادم بر این است که صرف تربیت نیروی انسانی تحصیلکرده و متخصص نمی تواند عامل موفقیت یک جامعه باشد. پس ما یک حلقه گمشده در جزیره داریم و آن مشارکت مردمی و گفتمان است.

ما کمبود نیرو نداریم امامشکل از اینجا ناشی می شود که ما استفاده از نیروها را بلد نیستیم و این اوج فاجعه است

بهتر این است که گفتمانی شکل گیرد و حس مشارکت را افزایش داد. احساس میکنم شاه کلید موفقیت جامعه تشکیل همین جلسات گفتمان است که به افراد نسل آینده جامعه چگونگی افزایش مشارکت در امورد را آموزش دهیم. علیرغم پیشرفت ظاهری قشم، به نظر می رسد در نسل بعد میزان فاجعه نسبت به حال حاضر در موارد مشارکت مردمی بیشتر شود چرا که نسل قبلی می دانستند پدران و مادران ما بر جزیره حاکم هستند اما این حس در نسل آینده وجود ندارد.

قبلا ما جزیره را مانند اسبی می دانستیم که سوار بر آن هستیم و حال تازیدن هستیم و فکر می کردیم کل جزیره اعم از سواحل، دریا، دشت ها و… برای خودمان هست که البته در جزیره نشین ها این حس همگرایی بسیار شدیدتر نسبت به سایر مناطق است یعنی مردم یک جزیره در مناطق مختلف آن نسبت به یکدیگر حس وابستگی بیشتری دارند.

به این نکته می خواهم برسم که قبلا حس تاثیرگذاری افراد در جامعه و حس اینکه من می توانم در جامعه موثر واقع شوم بیشتر بود و این حس در حال حاضر کم رنگ تر شده و می شود چرا که در حال حاضر جزیره پر شده از افراد مهاجر و عملا نسل بعد جزیره پدران خود را بی تاثیر در توسعه می بینند و همین باعث می شود که نسل بعد ما خود را یک نسل عقیم بداند و این یک پسرفت است. پسرفت که فقط فیزیکی نیست. امید به آینده اگر کاهش یابد در واقع دچار پسرفت شده ایم.

چینی ها می گویند زمانی ما موفق هستیم که علاوه بر خود ما، نسل آینده هم موفق باشند. اگر من مولتی میلیاردر باشم ولی پسرم نتواند یاد بگیرد که چگونه کسب ثروت کند در واقع من موفق نیستم و شکست خورده ام. پس ما اگر می خواهیم در جهت توسعه پایدار حرکت کنیم خیلی کارها هست که باید انجام دهیم، توسعه شاخ و برگ های بسیاری دارد لذا بهتر این است که ما در ابتدا به یک شاخه توجه کنیم و آن شاخه این است که چگونه حس مشارکت در جامعه خودمان و نسل بعد افزایش دهیم؟ چطور حس گفتگو را بالا ببریم و امید به اینکه گفتگو و مشارکت در جامعه باعث پیشرفت می شود را افزایش دهیم. اگر همین مورد را بتوانیم تزریق کنیم خیلی از کارها را در واقع انجام داده ایم که سایر موارد توسعه ای خودبخود اتفاق می افتد.

محمد اسلامی: برای همه صحبت هایی که میکنیم در حوزه توسعه جامعه محلی شاخص هایی تعریف شده است و برخلاف نظر جناب مهندس یابنده نیا این شاخص ها کمی هست و کیفی نیست و بنابراین می توان اندازه گیری کرد که چقدر در راستای توسعه پایدار در حرکت هستیم این شاخص ها شامل اقتصادی، نهادی، محیط زیستی و… می باشد که همه اینها تعریف دارد.

مهندسین وقتی به خطا می روند که آن اصول تعریف شده را رعایت نکنند و کسی که به عنوان مثال ارزیابی زیست محیطی را انجام می دهد تخصص و کارش همین هست و نمی توان گفت که چون بومی اینجا نیست مسائل محیط زیستی مربوط به اینجا را نمی داند.

سیدمحسن هاشمی: ما اساس را بر این گذاشتیم که از حکومت با توجه به اختلاف سلیقه هایی که وجود دارد فعلا قطع امید کرده ایم. ما جامعه محلی را چگونه قوی کنیم که تهدیدها از طرف حکومت را که ناخواسته و  به صورت غیر کارشناسانه بر ما تحمیل می شود را دفع کنیم و چطور فرصت ها و کارهای مثبت آن ها را تشدید کنیم. چه توانمندی در ما باید وجود داشته باشد که تهدیدها را دفع و فرصت ها را جذب کنیم و این بسیار مهم است.

پس اگر تهدیدها کارساز شدند مشکل از خود جامعه محلی است که نتوانسته اند در مقابل آن تهدیدها خوب مقاومت کند و اگر تخلفی از سوی بزرگان شهر در این موارد رخ دهد کسی از آنها خواستار پاسخگویی نمی شوند و این مشکل جامعه محلی است.

محمد اسلامی: پس ما توسعه پایدار با شاخص هایش داریم و یک جامعه محلی که مطلوبیت از لحاظ بشری توسعه پایداری است که شامل توسعه فرهنگی، اقتصادی و… می باشد که فرقش با سایر توسعه ها در این است که بحث محیط زیست و جامعه محلی در آن دخیل هست.

حالا اینکه سازمان منطقه آزاد با ما همراه نمی شود یا لابی هایی وجود دارد و یا اینکه مسائل و مشکلات محلی داریم یا سمن های ما قوی نیستند و یا اگر مردم ما توسعه فردی ندارند و بی تفاوتی اگر وجود دارد همه اینها می شود بحث های مربوط به مشکلات ما. پس علم سر جایش موجود است، روش و شاخص های رسیدن به توسعه معلوم است. در ذهن خودمان در تعریف جامعه محلی بیشتر بومی مدنظر قرار میگیرد و این بخش برای ما خیلی پررنگ هست چرا که احساس خطر می کنیم گاها احساس می کنیم در اقلیتیم و با ما تبعیض آمیز برخورد می شود.

شاید آن دغدغه ای که ما جامعه محلی به عنوان افراد بومی داریم شاید سایرین نداشته باشند. در جامعه محلی بعضی احساس می کنند که حامیت آنها را نادیده میگیرد و شاید مایل است که عقب بمانند ، این تفکری است که حداقل در بخشی از جامعه محلی ما شکل گرفته است و شیوه تفکر بخشی از  مردم شده است که حکومت به دنبال تغییر در جامعه محلی است.

اینکه ما چطور به پایداری برسیم و شاخص ها تحقق پیدا کند من با سایر دوستان هم نظر هستم که از طریق سمن ها باید اقدام کرد اما قبل از این ما باید به این بیاندیشیم که ما چطور به سمن ها برسیم؟ صرف ثبت کردن سمن که کاری ندارد مهم این است که چطور این سمن ها فعال باشند که مشارکت شکل بگیرد و بتوانند مقاومت کنند و روند توسعه را پیش ببرند. در جزیره قشم انجمنی به نام جامعه دانشگاهیان شکل گرفته است. تا چه حد جامعه دانشگاهیان توانسته علم را حاکم کند؟ منطق را حاکم کند؟ بحث فکری جامعه را رهبری کند؟ این نشان می دهد که ما هنوز در بخش توسعه فردی مشکل داریم. یعنی خواص ما هم با نگاه عوامانه به جامعه می نگرند درست است که ما اسم این افراد را خواص می گذاریم اما خواص وقتی خواص می شوند که نگاهشان با عوام متفاوت باشد و نگاهش خاص باشد بدین معنی که نگاه او علمی و مبتنی بر دانش باشد.

کفِ مطالبات مردم، کاهش عوارض تردد خودرو به جزیره شده است ؛

این نشان می دهد که ما هنوز در شناخت مشکلات اصلی خود مشکل داریم

من احساس می کنم برای اینکه این اتفاق شکل گیرد همانطوری که آقای دکتر هاشمی فرمودند ایجاد گفتمان واقعا یک نیاز است. اکثر افراد همیشه گله مند هستند که “همش حرف و صحبت هست و تا کی قرار هست فقط حرف زده شود!” که این نوع برداشت از گفتمان کاملا اشتباه است و اینکه افراد مباحث فکری را به عنوان حرف ببینند در حالیکه اصولا زیربنای توسعه همین مباحث فکری و تئوری است. تا نظریه پردازان قوی در مورد توسعه نداشته باشیم هیچ وقت در حوزه عمل موفق نمی شویم. ما اتفاقا در حوزه تئوری مشکل داریم که در حوزه عمل به مشکل بر میخوریم. یاد سخنی از دکتر سید مصیب دریانورد می افتم که می گفتند کفِ مطالبات مردم، کاهش عوارض تردد خودرو به جزیره شده است ؛ این نشان می دهد که ما هنوز در شناخت مشکلات اصلی خود مشکل داریم و به اجماع فکری نرسیده ایم. کی و کجا می توانیم به این اجماع فکری برسیم؟ در همین گفتمان ها. چرا توسعه فکری ابتر مانده؟ چون بحث های فکری صورت نگرفته است.

جامعه در حال حاضر اینقدر که نیاز فکری دارد که کمتر از آن نیاز مدیریتی و پولی دارد. بهتر این هست که این گفتمان ها بیشتر، متنوع تر و با پراکنش جغرافیایی بیشتر ادامه یابد و خوب است این گفتمان ها در اماکن مختلف اعم از مساجد، دانشگاهها، مدارس، کتابخانه ها و… تشکیل شود. الان نهایت نگاه جامعه و شوراها در این حد است که مثلا خانه بهداشت ساخته شود یا جدول ها رنگ شود و… در حالیکه بعد از پرداختن به همه این موارد می بینیم مشکلات همچنان پابرجاست. پس من فکر می کنم جامعه هنوز به شناخت دقیقی از مشکلات خود نرسیده است به همین خاطر در مطالبات خود وقتی مطرح می کنند مشکلات سطح پایین را در نظر می گیرند.

سید محسن هاشمی: کشور ما یک کشور جهان سومی است هر قومی اعم از کرد، ترک، عرب، بلوچ و… هر کدام به طور مجزا به دنبال مطالبات خود هستند و یا افراد در قالب جغرافیایی به دنبال مطالبات خود هستند که در مورد ما به دلیل همگرایی که نسبت به یکدیگر داریم این مورد دومی صدق می کند.

در بحث توسعه جامعه محلی مشکل ما با افرادی که بد حرف می زنند و یا انتقاد می کنند نیست،

مشکل ما با افرادی است هیچ کاری نمی کنند.

به هر صورت چون جهان سومی هستیم هیچ کس از لحاظ روحی ارضا نیست چرا که فکر می کنیم کشور از لحاظ عقلانیت بر مدار توسعه قرار نگرفته است. قومیت ها بهانه هایی هستند که بواسطه آن ها مطالبه گری را دنبال می کنیم ما در جامعه جهان سومی زندگی می کنیم و نسبت به این قضیه محکوم هستیم.

من فکر میکنم دست شخصی را که حتی می گوید برای توسعه باید خانه بهداشت ساخته شود باید بوسید چرا که حداقل یک نظری می دهد و فکری کرده است آن کسی که حتی می گوید “عمل کنید و بس است حرف زدن” دست این شخص هم باید بوسید. هستند افرادی که هیچ حرفی نمی زنند فقط نظاره گر هستند و مشارکتی ندارند. مشکل ما با افرادی که بد حرف می زنند و یا انتقاد می کنند نیست مشکل ما با افرادی است هیچ کاری نمی کنند. آن کسی که می گوید جدول ها باید رنگ آمیزی شود و یا خانه بهداشت ساخته شود یک قدم جلو است ولی از جهتی باز همین فرد همچنان عقب است چرا که نمی داند چه بهتر است که مطالبه کند و خودش تکلیف خودش را نمی داند پس از یک لحاظ جلو است و لحاظ دیگر عقب.

ما باید از آن موارد تاثیرگذار بر ما شروع کنیم. اگر از من خواسته شود یک توصیه کوتاه داشته باشم این را می گویم که

“یک تشکل ایجاد شود که به چگونگی افزایش مشارکت کودکان در اموراتشان بپردازد و گفتمان را آموزش دهد”.

با توجه به اینکه همه از حاکمیت شاکی هستند و یک جهان سومی هستیم به هر صورت نمی توانیم قوانین را عوض کنیم و خیلی چیزها بر ما تاثیرگذار است. ما باید از آن موارد تاثیرگذار بر ما شروع کنیم. اگر از من خواسته شود یک توصیه کوتاه داشته باشم این را می گویم که “یک تشکل ایجاد شود که به چگونگی افزایش مشارکت کودکان در اموراتشان بپردازد و گفتمان را آموزش دهد”. کما اینکه در حین تربیت، نسل بزرگان هم یاد می گیرند که این الگوهای آموزشی را به جهت اثرگذاری بیشتر بر فرزندانشان رعایت نمایند.

امینه دریانورد: من با فرمایشات آقای دکتر هاشمی موافقم که باید فرهنگ گفتمان و همدلی در جزیره داشته باشیم به این خاطر که تغییرات و گسستی در مسائل فرهنگی، ارتباطی و اقتصادی ایجاد شده و ما را به انزوا کشانده که سمت و سوی خوبی ندارد. ما متاسفانه طوری رفتار می کنیم و این رفتارها به گونه ای در ما نهادینه شده که مهربانی ما نسبت به یکدیگر خیلی کم شده و از بین رفته است. همین مورد باعث شده تا همدلی، مشارکت و هم صحبتی نداشته باشیم. ما اگر بتوانیم این فرهنگ را ترویج دهیم خیلی از مسائل حل می شود پس باید به دنبال این باشیم که ما از خودمان آگاهی پیدا کنیم، علایق و استعدادهایمان را کشف کنیم، پرورش دهیم و در نهایت بدانیم که به کجا می خواهیم برسیم. ابعاد وجودی خود را توسعه دهیم که الگویی باشیم برای نسل آینده نه اینکه به یک بن بستی برسیم که از این دغدغه نتوانیم نجات پیدا کنیم.

محمد یابنده نیا: چندی پیش در زمینه توسعه مطالعه ای انجام داده بودیم. جالب است حتی در کشورهای توسعه یافته شاخص های بهداشت، مسکن، اقتصاد، وضعیت زندگی، مشارکت اجتماعی و… جزء بحث های روز است. ثابت شده است که در کشورهای توسعه یافته شاخص اول توسعه یافتگی که در راس هرم قرار میگیرد همان شاخص مشارکت اجتماعی و یا به بیان دیگر سرمایه اجتماعی است در حالیکه در دیگر کشورهای در حال توسعه و یا توسعه نیافته ممکن است شاخص برتر و اولویت دار که در راس هرم قرار دارد یک شاخص دیگری بجز سرمایه اجتماعی باشد.

پس طبق فرمایشات دکتر هاشمی و مهندس اسلامی و در توافق با صحبتهای ایشان بنده موافق تشکیل جلسات گفتمان و فعال شدن سمن ها هستم. از طریق گفتمان با مباحثه ای که بین افراد شکل می گیرد دیدگاههای افراد نسبت به یکدیگر روشن تر شده و انگیزه مشارکت در امورات را بالا می برد و نتیجه این مشارکت شکل گیری یک اتفاق مثبت است. عدم مشارکت اجتماعی که به نوعی در اکثریت افراد جامعه حاکم شده است ریشه در فرهنگ و آموزش ما دارد. قطعا استفاده از نیروهای متخصص حتی از خارج از جزیره برای افزایش توانمندی های نیروهای تحصیلکرده می تواند مفید واقع شود و ما نباید صرفا به نیروهای بومی محدود شویم قطعا افراد توانمندتری در بیرون از جزیره هستند که میشود از آنها کمک گرفت و در برنامه ریزی برای توسعه جامعه از آنها کمک گرفت.

در دوره انتخابات ریاست جمهوری خیلی کمک کردیم و تلاش کردیم که انتخابات پرشوری داشته باشیم که انصافا آبرومند برگزار شد که میتوان گفت که جزیره قشم در مقایسه با سایر شهرستان ها بیشترین درصد آرا نسبت به جمعیت خود به دولت کنونی داده است. که در این بین از فرصت پیش آمده خیلی ها امتیاز گرفتند ولی متاسفانه جامعه محلی هیچ اقدامی در خصوصی گرفتن این امتیازات انجام ندادند چرا که ما جامعه محلی هنوز خواسته ها و اهدافمان برای خودمان شفاف نیست که حالا بخواهیم از این فرصت ها به خوبی بهره برداری کنیم. ما حتی خیلی وقتها نمی توانیم به گفتگویی بپردازیم که بتوانیم به نتیجه واحدی برسیم در حالیکه هدف ممکن است یکسان باشد اما بدلیل تفاوت در دیدگاهها ما آن مهارت کار تیمی لازم را نداریم که بتوانیم یک مسیر واحدی را ترسیم نماییم.

مناطق آزاد علی رغم اینکه ماموریت اقتصادی دارند اما وجه غالب تعیین مدیران،

سیاسی است. عموما مدیران در مناطق آزاد با تفکر سیاسی که دارند انتخاب می شوند.

محمد اسلامی: قشم یک آیتم اضافه بر سایر شهرستانها دارد و آن منطقه آزاد است و برای شتاب بخشیدن به توسعه قشم تشکیل شده است و یک فرق اساسی که با سایر شهرستانها دارد همین است. این ظرفیت ایجاد شده فرصت خیلی خوبی برای توسعه قشم است اما چرا از این فرصت به درستی استفاده نشده است؟ دلیلش همان است که خانم دریانورد فرمودند یعنی همان گسستی که اتفاق افتاده است. به سرعت قشم رشد کرده در آن موقع که قشم شهرستان شده در واقع هنوز شرایط و شاخصه های جمعیتی لازم برای شهرستان شدن را نداشته است ولی بیشتر آن شق سیاسی باعث شده که این اتفاق بیفتد که هنوز مدتی از شهرستان شدنش نگذشته که تبدیل شده به منطقه آزاد قشم. در حالیکه همین منطقه آزاد قشم با تعریفی که از یک منطقه آزاد واقعی وجود دارد فرسنگ ها فاصله دارد. یک شهرستان محروم منطقه سه یکباره قرار شده صادرات انجام دهد و بحث توسعه جهانی را پیش ببرد و با بودجه صفر. منطقه آزاد آمد در حالیکه جامعه محلی در اوج محرومیت فرهنگی، عمرانی، فکری و… . در بعد اقتصادی بخاطر مرزی بودن موقعیت جزیره، یک توسعه سریعی رخ داد که این توسعه اقتصادی سریع باعث جذب مهاجرهایی شد و جمعیت نخبه کشور وارد جزیره شدند.

به هر حال کسی که مهاجرت می کند از نظر توانمندی و علمی در سطح بالاتری قرار دارد که به قصد کسب درآمد و استفاده از فرصت پیش آمده مهاجرت کرده است که این اتفاق باعث شده ما بومیان جزیره با یک رقابت نابرابر در فعالیت اقتصادی روبرو شویم و آن غلبه اقتصادی که شکل گرفت باعث شد ما جا بخوریم و دچار یاس و نا امیدی شویم. از طرفی در بدو تاسیس سازمان منطقه آزاد، ما دارای یک عقب ماندگی شدید از نظر فرهنگی و نیروهای تحصیلکرده بودیم که حتی یک معلم به عنوان یک شغل دوم در سازمان مشغول به کار بود و این یک خلاء بود که در عدم استفاده بومیان از فرصت پیش آمده نقش داشت. یک عیبی که در منطقه آزاد وجود دارد این است که از تهران دستور و برنامه ارسال می شود و مدیران از تهران تعیین می شوند پس میزان نقش بومیان جزیره در اداره منطقه آزاد قشم تقریبا صفر است. مناطق آزاد علی رغم اینکه ماموریت اقتصادی دارد اما وجه غالب تعیین مدیران، سیاسی است. مدیران در مناطق آزاد با تفکر سیاسی که دارند انتخاب می شوند.

پس یک دلیل محرومیت جامعه محلی در اداره منطقه آزاد همان دلیل کمبود نیروهای تحصیلکرده بوده است. ما اولین نسل از نیروهای تحصیلکرده ای هستیم که تازه داریم همدیگر را پیدا می کنیم و چند نفر با سوادی که می توانیم با یکدیگر صحبت توسعه و پیشرفت داشته باشیم. تا الان جامعه ما کاملا سنتی و با آن تفکر توسعه نیافته بوده و حالا کم کم یک جامعه با سوادی داریم که آمده اند در جامعه که کاری انجام دهند. نظام تمرکزگرایی از بالا توسط مدیران باعث شده که ما نقش آفرینی محسوسی نداشته باشیم و جامعه محلی هم و حتی نخبگان ما متاسفانه تسلیم شده اند. مشکل عمده سمن ها و جامعه محلی ما به موضوع مطالبه گری بر میگردد. جامعه محلی نیاز دارد که در بعضی موارد رایگان آموزش داده شوند اما آن مشکل اصلی سمن ها که مساله تامین هزینه ها و بودجه هست باید برطرف شود. یک متخصص بومی که آمده است کمک کند برای جامعه محلی بالاخره آن نیاز مالی اش باید برطرف شود.

محمد یابنده نیا: بخش عمده مطالبات در کشور ما بیشتر بر اساس روابط با افراد جاضر در ساختار حکومتی است. به عنوان مثال فردی که در جامعه نزد افراد مسئول شناخته شده است و یا در ستادهای انتخاباتی فعال بوده حتی با یک تماس می تواند مقدمات تامین بودجه ای خاص یا فرایند استخدام افرادی را تسهیل کند و این معمولا به نام توانمندی سیاسی جامعه شناخته می شود که در واقع در یک فراینده بده بستان سیاسی آن اتفاق شکل میگیرد. به هرحال در جریان مطالبات ما، بیشتر مواقع افرادی که به عنوان نماینده مردم گوینده می شوند روحانیون، فعالان اقتصادی و سیاسی بوده و جای فعالین اجتماعی و نخبگان دانشگاهی در این بین بطور معمول خالی است.

محمد اسلامی: من از مهندس یابنده نیا سوال می پرسم که با این توصیفات شما پس جایگاه جامعه محلی ما در این روند مطالبه گری کجاست؟ الان شورای اسلامی شهر قشم حدود ۲۵ ساله که با سازمان منطقه آزاد به نحوی درگیر مسائل حقوقی هست. از اعضای شورای شهر سوال می شود که مشکل شما با سازمان منطقه آزاد دقیقا کجاست؟ نمایندگان مردم حاضر در مجلس هر کدام برای خود نمایندگانی در جزیره دارند که حداقل این افراد باید از تمام مشکلات اساسی قشم آگاهی داشته باشند. ما یک حلقه گمشده ای داریم و آن این است که مثلا بگوییم آقای منطقه آزاد قشم، آقای دولتمرد، آقای قوه قضاییه، آقای رئیس مجلس و… قوانین مناطق آزاد برای ما خوب نیست و چنین مشکلاتی دارد و ما یعنی جامعه محلی فکر می کنیم این موارد برای قشم بهتر است.

چنین روندی در مطالبه گری با ذکر دقیق مشکلات بعلاوه ارائه پیشنهادات که در ادامه پیگیری این مطالبه باشد. حالا چه کسی باید انجام دهد؟ البته که ما قشر دانشگاهی، دانشجویان، نخبگان و امثالهم .

مطالبات ما زمانی قدرتمند و اثرگذار خواهد بود که به پشتوانه متخصصین، سمن ها و نخبگان پیگیری شود و در این موارد بایستی از تمامی توانمندی ها بهره جست و قطعا بهتر هست مطالبات به صورت جمعی مطرح و پیگیری شود تا فردی.

محمد یابنده نیا: ما نهادی حقوقی به نام شورای شهرستان به عنوان نمایندگان مردم قشم داریم که ریشه انتخاب اعضای آن ریشه در جریان احساسی مردم دارد که در روند انتخابات شکل میگیرد. همین شورا ها اگر بخواهند ده مشکل محیط زیستی به نمایندگان ما در مجلس ارائه دهند و یا هر مشکل از هر نوعی به مشکل بر میخورند لذا بهتر این هست که ما در هر زمینه ای باید سمن های تخصصی فعال داشته باشیم که به این اعضای شورای شهر مشاوره دهند و شوراها را از مشکلاتی که در آن زمینه تخصصی وجود دارد آگاه نمایند اینطور نمی شود که رئیس شورا بیاید و ۱۰ مشکل مثلا مربوط به محیط زیست قشم را از خودش بنویسد قطعا دچار اشتباه می شود چون ممکن است تخصص و آگاهی لازم نداشته باشد. پس ضعف ما بیشتر در عدم وجود سمن های تخصصی فعال است. از طرفی احتیاج ما به مدیران بومی و توانمند غیرقابل انکار است. اکثر مدیران حال حاضر که در نهادهایی مثل دهیاریها و شهرداریها مشغول فعالیت و خدمت رسانی هستند، مطالبات و مشکلات خود را بیشتر مسائل پیش و پا افتاده و سطحی مطرح می کنند مثل مشکل در جمع آوری زباله ها و… که این می طلبد مدیران ما سطح مهارتی و دانش خود را افزایش دهند. ما در داخل جزیره بیشتر در حوزه های فرهنگی، اجتماعی و آموزشی رنج می بریم. شوراها باید در این مسائل ورود کنند و نگاه جامعه را نسبت به توسعه اصلاح نمایند قطعا که شوراها و شهردارهای محترم در همه زمینه ها توانمند نیستند باید مشاوران قوی در حوزه های مختلف در اختیار داشته باشند به عنوان مثال شهردار شهر یزد پس از شروع به فعالیت در روزهای آغازین چندین نفر از متخصصین مطرح کشوری در زمینه های برنامه ریزی شهری، فرهنگی و… معرفی نمودند در حالیکه شهردار یزد به عنوان یکی از شهردارهای برتر شناخته شده است پس این نشان می دهد که استفاده از نیروهای متخصص و گرفتن مشاوره از آنها هیچ وقت جایگاه شورا یا شهردار را تضعیف نخواهد کرد چرا که انسان آنقدر توانمند نیست که بتواند در همه امور متخصص باشد و این انتظار از هیچکس وجود ندارد. در قشم حضورسمن های فعال در زمینه های مختلف، هم می تواند به رشد افراد متخصص و توانمند کمک کنند و هم می توانند به عنوان مشاور در کنار نهادها و ارگان های حاکمیتی قرار بگیرند که متاسفانه در قشم این زنجیره وجود ندارد.

مطالبات ما زمانی قدرتمند و اثرگذار خواهد بود که به پشتوانه متخصصین، سمن ها و نخبگان پیگیری شود و در این موارد بایستی از تمامی توانمندی ها بهره جست و قطعا بهتر هست مطالبات به صورت جمعی مطرح و پیگیری شود تا فردی. اینکه مثلا بیان می شود مشکلات فرهنگی قشم این مورد یا آن مورد است باید ببینیم این بیانات از طرف چه افرادی مطرح شده است؟ از دیدگاه افراد متخصص و فعال در آن حوزه بوده یا صرفا از دید یک نگاه عامیانه و سطحی بوده است؟

عملا پرداختن به مطالباتی که مطرح شدن آن غیرکارشناسانه و بدون مطالعه و تحقیق باشد ما را از رسیدگی به مسائل اصلی دورمی کند و بازدهی فعالیت ما به شدت افت خواهد کرد. پس مهم این است که مسائل و مشلات شناخته شود و بر حسب ضرورت و درجه اهمیتی که دارند به منظور مطالبه گری ها و رفع آن مسائل اولویت بندی شوند.

محمد اسلامی: به این صورت صحیح نیست که افراد علمی و دارای تحصیلات آکادمیک دارای دیدگاه یکسانی با عوام باشند. چه کسی باید این زمینه را فراهم کند که کاندیداهایی که در انتخابات شورا شرکت می کنند نخبه باشند؟ مطلب بعدی اینکه خیلی از گروههایی تشکیل می شوند که افرادی با سطح تحصیلات مختلف و با مدارک مختلف دور هم جمع می شوند اما افرادی نیستند که بحث مطالبه گری از طرق مختلف را پیش بکشند و بررسی نمایند و این نشان از عدم توانمندی ما دارد.

مهندس یابنده نیا: محصلان ما شاید در حال حاضر جزء نسل های اول باشند و شاید تنها تفاوت ما با سایر شهرستانها در همین باشد. ما تازه داریم این مسیر را تجربه می کنیم. ما وقتی احساس می کنیم یک سمنی باید شکل بگیرد افراد متخصص را تشویق به اینکار می کنیم. و حتی هر ازگاهی می بینیم که کارشناسان ما چیزی برای عرضه کردن ندارند پس بهتر هست اساتیدی دعوت شوند و به این افراد آموزش داده شود تا توانمندی آنها افزایش یابد. پس عدم ورود به این مقوله و کشیدن حصار به دور خود با این دیدگاه که از نظر جامعه قشم ما نخبه هستیم قطعا ما را به جایی نمی رساند و این مورد بنده در مورد خودم به همین نتیجه رسیدم وقتی در جلساتی با استانداری و یا با مدیران کشوری شرکت می کنم واقعا این تفاوت در سطح توانمندی را مشاهده می کنم. حالا دلیل اینکه افراد نخبه و کارشناس شهرستان های دیگر در سطح بالاتری هست چیست؟

می توان گفت معاشرت افراد تحصیلکرده و دانشگاهی شهرستانها با افراد موفق و اساتید مطرح بالا هست و ما شاید این میزان از روابط را نداشته باشیم و در نتیجه از این نوع انتقال دانش و تجربه محروم هستیم. پس باید از دیگران از هرجایی کمک بگیریم و ادعایی نکنیم که ما توانمندیم و هیچ احتیاجی به آموزش نداریم. در حوزه مختلف این نیاز احساس می شود که در ابعادی مثل امور اجتماعی و علمی و… وارد شویم و کم کم این کار را انجام می دهیم متخصصان ما ورود پیدا می کنند و قطعا بعد ۲۰ سال به نتایجی خواهیم رسید. و یک خبر خوش اینکه مصوبه ای به تازگی ایجاد شده که ۱۰ درصد از درآمد سازمان مناطق آزاد باید صرف امور فرهنگی شود و ما باید سعی کنیم که این بودجه را مدیریت کنیم و در گرفتن این حق خود اقدام و پیگیری نماییم.

محمد اسلامی: اگر کمی عمیق تر به مساله نگاه کنیم جامعه ما یک جامعه سنتی است و هر کسی از بیرون به ما نگاه کند می گوید شما خیلی بیش از حد سنتی هستید و شاید این صحبت برای ما یک نکته مثبت باشد در حالیکه این افراد شاخص سنتی بودن را به عنوان یک عامل منفی بیان می کنند و نه مثبت و منظور آنها از بیش از حد سنتی بودن ما، سطحی نگری است بدین معنی که سنتی بودن ما محدود شده است به انجام یکسری آداب و سنت ها و در دیگر ابعاد اجتماعی و فرهنگی هیچ کاری انجام نداده ایم که رشد کرده باشیم و در آن موارد برجسته باشیم. به عنوان مثال ما پروژه ساخت مسجد جامع قشم را با ۱۰ میلیارد تومان هزینه صرفا با کمک خود جامعه محلی پیش بردیم در حالیکه می توانیم همچین هزینه هایی را در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و… هم داشته باشیم مثلا بخواهیم با هزینه ۳ میلیارد تومان نیروهای تحصیلکرده خود را توانمند کنیم و یا بخواهیم مدارس با سطح کیفی بالا راه اندازی کنیم قطعا یک اتفاق بسیار مثبتی خواهد بود و نتایج خوبی در پی خواهد داشت.

اعضای تشکل جامعه دانشگاهیانیان قشم، درهر یک ماه، چند نشست فکری با یکدیگر برگزار می کنند؟ بطور مثال قرار هست وزیر کشور و هیئت همراه راهی قشم شوند و ما به عنوان جامعه دانشگاهی چه حرفی برای گفتن داریم؟

متاسفانه این دیدگاه وجود ندارد و شخص، خوب بودن خود را صرفا در انجام عبادات و خواندن نماز سر وقت می داند و ارزشی در فعالیت های اجتماعی احساس نمی کند و این در حدی است که این افراد معمولا فعالان اجتماعی و فرهنگی را به نوعی افراد بیکار تلقی می کنند.

همین گروه تلگرامی دانشگاهیان که راه اندازی شد ۳۰۰۰ نفر افراد تحصیلکرده به دنبال یک منجی بودند که بیاید و تمام مشکلاتشان را حل کند. شخص صرفا نظاره گر هست و حتی یکبار یک جمله ای نمی نویسد که مفید باشد و فقط طلبکار است.

یا تشکل دیگری که مجوز گرفته است و به عنوان سمن فعالیت خود را شروع کرده است به نام جامعه دانشگاهیانیان قشم، درهر یک ماه، اعضای این تشکل چند نشست فکری با یکدیگر برگزار می کنند؟ مثلا قرار هست وزیر کشور و هیئت همراه راهی قشم شوند و ما به عنوان جامعه دانشگاهی چه حرفی برای گفتن داریم؟ که صرفا سطح روابط ما در حد تبریک و تسلیت ها تقلیل یافته است. این وضعیت به هیچ عنوان پذیرفته نبوده و مستلزم تغییرات بنیادین است.

 

لینک خبر : http://hormozonline.ir/?p=24584
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی